شرح
در برابر امر مولا تسليم هستم و درعينحال جزء زائد را همراه مأمور به اتيان مىكنم .
مثال « 1 » : فرض كنيد نماز واجد سوره ، ده جزء دارد ، مكلّف مىگويد من نماز را با جزء زائد - يازده جزء - مىخوانم امّا بههرحال در برابر امر مولا تسليم هستم .
مصنّف مىفرمايند در اين صورت ، عمل ، صحيح است گرچه از جهت اينكه « زائد » را دخالت در مأمور به داده و نماز يازده جزئى خوانده مرتكب تشريع شده است زيرا او نمىدانسته كه آيا زائد ، دخالت در مأمور به دارد يا نه امّا درعينحال زائد را به نحوى - به نحو شرط يا جزء - دخالت در مأمور به داده و جزء آن اتيان نموده است .
سؤال : چرا با اينكه او تشريع نموده است درعينحال ، عملش صحيح است ؟
جواب : تشريع او در تطبيق عملش با مأمور به است و اين منافات با قصد قربت او ندارد چون مكلّف در اين فرض گفت من نسبت به امر مولا تسليم هستم خواه نماز ده جزء باشد يا يازده جزء ، اكنون به توضيح قسم دوّم مىپردازيم :
« نعم لو كان عبادة و أتى به كذلك . . . لقاعدة الاشتغال » .
2 - گاهى از اوقات مكلّف ، واجب عبادى را عمدا مع الزّيادة اتيان مىكند به نحوى كه اگر آن زائد ، دخالت در مأمور به نداشته باشد اصلا انگيزهاى براى اتيان امر مولا ندارد بهعبارت ديگر مكلّف ، نماز را با يازده جزء - با سوره زائده - اتيان مىكند و مىگويد اگر امر مولا به يازده جزء ، متعلّق باشد من در برابر امر او تسليم
هامش
( 1 ) - اين مثال از نظر فقهى براى اين مورد ، صحيح نيست ولى براى بيان مطلب ، مثال خوبى هست و واضح است كه ما در مثال مناقشه نمىكنيم .