تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
ثم لا يذهب عليك أنّ هذا لو تمّ لعمّ ، و لا اختصاص له بما إذا كان القطع مأخوذا على نحو الكشف [ 1 ] . الأمر الرابع : لا يكاد يمكن أن يؤخذ القطع به حكم في موضوع نفس هذا الحكم للزوم الدور [ 2 ] .
شرح
اين است كه آن جزء اوّل تنزيل ، و من قطع به موضوع تنزيلى پيدا كنم . آيا دو تنزيل ادّعائى در حاشيه بر رسائل در عرض يكديگر نيستند ؟ خير ، دلالت مطابقه تقدّم بر دلالت التزامى دارد يعنى دلالت التزامى بعد از تماميّت دلالت مطابقه است . بله اگر دو تنزيل در عرض هم بود و دو دلالت مطابقه در كار بود مطلب درست مىشد . خلاصه : با تنزيل و لحاظ واحد نشد استصحاب و امارات جانشين قطع طريقى محض و قطع موضوعى شود و مصنّف مىفرمايند توجيه ما در حاشيه بر رسائل درست نبوده است بنابراين امارات و استصحاب فقط جانشين قطع طريقى محض مىشوند . [ 1 ] - اگر آنچه را كه در حاشيه گفتيم تمام بود يعنى دليل واحد مىتوانست اماره و استصحاب را هم جايگزين قطع طريقى و هم جايگزين قطع موضوعى بكند ، ديگر در قطع موضوعى فرقى نمىكرد كه قطع ما موضوعى وصفى يا موضوعى كشفى باشد . بلكه جانشين اقسام چهارگانه قطع مىشد . پس تفصيل مرحوم شيخ ( رضوان اللّه تعالى عليه ) على اىّ حال درست نيست .

امر چهارم نحوهء استعمال قطع موضوعى

[ 2 ] - در امر سوّم گفتيم دو نوع قطع داريم : 1 - قطع طريقى كه در موضوع خطاب شرعى ذكرى از آن نمىشود مانند : الخمر حرام . 2 - قطع موضوعى كه در لسان دليل شرعى در مورد موضوع حكم ديگرى به نحو