تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
شرح
و ما در حاشيه بر رسائل گفتيم قطع به حيات تنزيلى ملازم با قطع به حيات واقعى و حقيقى است . يعنى اگر شما واقعا قطع به حيات فرزند پيدا كنيد بايد صدقه بدهيد و اكنون هم كه قطع به حيات تعبّدى و تنزيلى پيدا كرده‌ايد بايد صدقه بدهيد بنابراين امارات و استصحاب مىتوانند جانشين قطع موضوعى هم بشوند و لحاظ و دليل واحد براى اين كار كافى است . اولا آن ملازمه عرفيه چندان روشن نيست ، اگر مؤدّا و مستصحب نازل منزلهء واقع شد دليلى نداريم كه قطع به مؤدّا و مستصحب هم جايگزين واقع شود . ثانيا اصل اين مطلب ، باطل بلكه محال است . در حاشيه بر رسائل گفتيم مؤدّا و مستصحب به منزلهء واقع تنزيلى مىشوند امّا اين تنزيل جزء موضوع صحيح نيست زيرا اثرى ندارد مگر اينكه جزء ديگر موضوع محرز باشد يا در عرض همين تشبيه ، تنزيل گردد . شارع ، نماز جمعه‌اى كه مفاد خبر واحد بود به منزلهء واقع تنزيل نمود . تنزيل وجوب نماز جمعه به منزلهء واقع نسبت به وجوب صدقه چه اثرى دارد ؟ وجوب نماز جمعه واقعى كه سبب وجوب تصدّق نمىشود بلكه قطع به وجوب نماز جمعه موجب صدقه مىشود . و همچنين قطع به وجود حيات ولد باعث صدقه بود . استصحاب حيات ولد ، به تنهائى اثر شرعى ندارد مگر اينكه قطع به حيات استصحابى هم به منزلهء قطع به حيات واقعى تنزيل شود . آن تنزيل چون در طول تنزيل اوّل است لذا تنزيل اوّل لغو و مستلزم دور مىشود . چون استصحاب حيات ، نسبت به وجوب صدقه ، موقوف بر اين است كه قطع به حيات مستصحب به منزلهء قطع به واقع تنزيلى شود و تنزيل قطع به واقع تنزيلى موقوف بر