شرح
و ما در حاشيه بر رسائل گفتيم قطع به حيات تنزيلى ملازم با قطع به حيات واقعى و حقيقى است .
يعنى اگر شما واقعا قطع به حيات فرزند پيدا كنيد بايد صدقه بدهيد و اكنون هم كه قطع به حيات تعبّدى و تنزيلى پيدا كردهايد بايد صدقه بدهيد بنابراين امارات و استصحاب مىتوانند جانشين قطع موضوعى هم بشوند و لحاظ و دليل واحد براى اين كار كافى است .
اولا آن ملازمه عرفيه چندان روشن نيست ، اگر مؤدّا و مستصحب نازل منزلهء واقع شد دليلى نداريم كه قطع به مؤدّا و مستصحب هم جايگزين واقع شود .
ثانيا اصل اين مطلب ، باطل بلكه محال است .
در حاشيه بر رسائل گفتيم مؤدّا و مستصحب به منزلهء واقع تنزيلى مىشوند امّا اين تنزيل جزء موضوع صحيح نيست زيرا اثرى ندارد مگر اينكه جزء ديگر موضوع محرز باشد يا در عرض همين تشبيه ، تنزيل گردد .
شارع ، نماز جمعهاى كه مفاد خبر واحد بود به منزلهء واقع تنزيل نمود .
تنزيل وجوب نماز جمعه به منزلهء واقع نسبت به وجوب صدقه چه اثرى دارد ؟
وجوب نماز جمعه واقعى كه سبب وجوب تصدّق نمىشود بلكه قطع به وجوب نماز جمعه موجب صدقه مىشود .
و همچنين قطع به وجود حيات ولد باعث صدقه بود .
استصحاب حيات ولد ، به تنهائى اثر شرعى ندارد مگر اينكه قطع به حيات استصحابى هم به منزلهء قطع به حيات واقعى تنزيل شود .
آن تنزيل چون در طول تنزيل اوّل است لذا تنزيل اوّل لغو و مستلزم دور مىشود .
چون استصحاب حيات ، نسبت به وجوب صدقه ، موقوف بر اين است كه قطع به حيات مستصحب به منزلهء قطع به واقع تنزيلى شود و تنزيل قطع به واقع تنزيلى موقوف بر