لا يقال : إن الاحتياط لا بأس بالقول بقيامه مقامه في تنجز التكليف لو كان [ 1 ] .
شرح
بشوند يا اينكه حتّى جانشين قطع طريقى هم نمىتوانند بشوند ؟
ايشان مىفرمايند از ميان اصول عمليّه استصحاب را جدا نمائيد در استصحاب جداگانه بحث داريم . غير از استصحاب يعنى اصالة البراءة ، اصالة الحلية ، و اصالة الاحتياط هيچكدام نمىتوانند جانشين قطع بشوند يعنى حتّى جانشين قطع طريقى هم نمىتوانند بشوند زيرا اثر قطع طريقى اين است كه در صورت مطابقت با واقع ، واقع منجز مىشود و همچنين در صورتى كه مخالف واقع باشد باز مسئلهء تجرّى و انقياد را بدنبال دارد و آثار ديگر از استحقاق عقوبت و مثوبت و . . . .
ولى در اصول عمليّه اصلا صحبت از واقع مطرح نيست بلكه شارع وظيفهء فرد سرگردان و جاهل ، بعنوان كونه جاهلا بالواقع را رجوع به اصول عمليّه قرار داده است .
وظائفى كه مربوط به جاهل نسبت به حكم واقعى است ، چگونه مىتواند واقع را منجز نمايد و چگونه مىتواند جانشين قطع بشود اصلا جنبهء هدايت و طريقيّت ندارد لذا عنوان حجّيّت در باب اصول عمليّه يك تعبير غير صحيح است اگر انسان بخواهد تعبير بكند بايد بگويد اصول عمليّه داراى اعتبار هستند .
[ 1 ] - اشكال : بله قبول داريم كه اصول عمليّه نمىتوانند جانشين قطع بشوند . امّا از ميان اصول عمليّه چرا اصالة الاحتياط نتواند جانشين قطع طريقى شود ؟
اصالة الاحتياط با امارات معتبره و خبر واحد فرقى ندارد ، همانطور كه خبر واحد اگر مطابق واقع باشد ، واقع را بعهدهء انسان بار مىكند ، اصالة الاحتياط هم همينطور است مثلا اگر خبر واحد بر وجوب نماز جمعه ، قائم شد و بحسب واقع هم نماز جمعه واجب بود در اين صورت واقع گريبانگير انسان مىشود حال اگر ما علم اجمالى پيدا كرديم كه روز جمعه يا نماز جمعه واجب است يا نماز ظهر اينجا علم اجمالى مانند خبر واحد سبب مىشود كه اگر در واقع ، نماز جمعه واجب باشد شما نسبت به وجوب نماز جمعه و اتيان آن در برابر مولا عذرى نداشته باشيد يعنى اگر مخالفت نمائيد استحقاق عقوبت