فإنه يقال : اما الاحتياط العقلى ، فليس إلا لأجل حكم العقل بتنجز التكليف ، و صحة العقوبة على مخالفته ، لا شىء يقوم مقامه في هذا الحكم [ 1 ] .
شرح
بر مخالفت داريد خلاصه ، علم اجمالى و اصالة الاحتياط واقع را براى انسان منجز مىكند .
چرا شما مىگوئيد اصالة الاحتياط جانشين قطع طريقى نمىشود .
[ 1 ] - جواب : مرحوم آقاى آخوند جوابى مىدهند كه خيلى جالب نيست اگر آنطور كه ما عرض مىكنيم ايشان مىفرمودند خيلى روشنتر بود . ابتدا به بيان مرحوم آقاى آخوند مىپردازيم :
حاكم به اصالة الاحتياط عقل است يا شرع ؟ چون اصالة الاحتياط هم مدرك عقلى دارد و هم دليل شرعى .
اگر بگوئيد مقصود ، اصالة الاحتياط عقلى است ، مىگوئيم معناى اصالة الاحتياط چيست ؟ يعنى عقل ، حكم به احتياط مىنمايد كه همان حكم عقل به تنجز واقع است ، خوب كأنّ مستشكل در ( لا يقال ) مىگويد ما هم همين را مىگفتيم .
ايشان مىفرمايند شما گفتيد اصالة الاحتياط در منجزيّت مانند قطع است و يك مشبّه ، يك مشبّه به و يك وجه شبه درست كرديد ( اصالة الاحتياط كالقطع فى المنجزيّة ) لكن ما مىگوئيم اصالة الاحتياط همان وجه شبه و همان منجزيّت است و ديگر مشبّه و وجه شبه نداريم يعنى زيدى و شجاعتى كه آن را در دليرى به اسد تشبيه كنيم نداريم .
خلاصه : شما مىخواستيد بگوئيد اصالة الاحتياط ، در حجيّت مانند قطع است ولى ما مىگوئيم اصالة الاحتياط همان حجيّت و تنجز واقع است ، عقل اصالة الاحتياط ندارد كه ما آن را در حجيّت به قطع تشبيه كنيم ، اين اصالة الاحتياط را من و شما درست كردهايم .
اين جواب مرحوم آقاى آخوند بود لكن ايشان عبارت را عوض كردند و اين همان اشكال مستشكل بود .
لكن جواب صحيح اين است كه اصالة الاحتياط خودش شعبهاى از شعب قطع مىباشد ما كه مىخواهيم چيزى را تشبيه به قطع بنمائيم ، بايد چيزى غير از قطع را تشبيه به