إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 66
و قد يؤخذ في موضوع حكم آخر يخالف متعلقه ، لا يماثله و لا يضاده ، كما إذا ورد مثلا في الخطاب أنه ( إذا قطعت بوجوب شىء يجب عليك التصدق بكذا ) [ 1 ] . پيدا كند ، اين يقين و قطع تنها از ناحيهء عقل طريقيّت دارد يعنى عقل قطع را كاشف و طريق تام قرار داده است . قطع موضوعى و شرائط آن [ 1 ] - در برابر قطع طريقى ، قطع ديگرى هست به نام قطع موضوعى . قطع موضوعى ، آن است كه در لسان دليل شرعى در موضوع حكمى اخذ شده باشد كه اين هم شرائطى دارد كه اينجا به آنها اشاره مىكنيم و در آينده نزديك دليل آن را عنوان مىنماييم . 1 - اگر قطع در موضوع حكمى اخذ شده باشد مشروط بر اينست كه آن حكم مقطوع ، خود اين حكمى نباشد كه قطع در موضوع آن اخذ شده يعنى نبايد گفت : اذا قطعت بوجوب صلاة الجمعة يجب عليك صلاة الجمعة - كه اگر حكم مقطوع با اين حكمى كه قطع در موضوعش اخذ شده يك حكم باشد ، مستلزم دور است . 2 - حكم مقطوع نبايد مماثل حكمى باشد كه قطع در آن اخذ شده - مثل اينكه بگويد ، اذا قطعت بوجوب صلاة الجمعة يجب عليك صلاة الجمعة بوجوب ثانوى . - اينجا دو وجوب هست : الف - وجوب مقطوع ، ب - وجوبى كه در دنبال قطع بوجوب تحقّق پيدا مىكند كه در اين صورت مستلزم اجتماع مثلين است . 3 - قطع به حكمى نمىتواند در ضدّ آن حكم اخذ شود و بگويند : اذا قطعت بوجوب صلاة الجمعة يحرم عليك صلاة الجمعة - اينجا قطع بوجوب در موضوع حرمت