شرح
به قصد احتياط است .
خلاصه : « عمله » اطلاق دارد و ذكرى از « قصد احتياط » در آن نشده است .
مطلب ديگر ، اينكه معناى « فعمله » چيست ؟
آيا يعنى عمل بكند ثواب را ؟ يا اينكه به فعل ذى ثواب ، عمل نمايد ؟ احتمال اوّل مطرح نيست چرا كه ثواب و پاداش ، مربوط به خداوند است - نه مكلّف - بلكه مقصود همان احتمال دوّم است يعنى آنكه عمل ذى ثواب را اتيان كند تا مستحق آن پاداش و ثواب گردد ( و كان اجر ذلك له يعنى ثواب آن عمل ، براى اوست ) .
مصنّف مىفرمايند : بعضى از روايات باب ، مقيّد است و ما يك نمونه از آنها را نقل مىكنيم :
عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : من بلغه عن النّبى صلّى اللّه عليه و آله شىء من الثّواب ففعل ذلك طلب قول النّبى صلّى اللّه عليه و آله كان له ذلك الثّواب و ان كان النّبى صلّى اللّه عليه و آله لم يقله .
و در بعضى از روايات چنين آمده است : « فعمل ذلك العمل التماس ذلك الثّواب » در اين نوع روايات ، « عمل » مقيّد بهعنوان « رسيدن به قول نبى صلّى اللّه عليه و آله يا رسيدن به ثواب موعود » شده است .
با اين دو دسته روايات ، چه بايد كرد ؟ آيا مىتوانيم بگوئيم كه صحيحهء هشام ، مطلق است و دلالت بر ترتّب ثواب ، بر نفس عمل مىكند - خواه به داعى ثواب و يا رسيدن به قول نبى صلّى اللّه عليه و آله ، آن عمل را اتيان كنيم و يا بدون آن .
امّا سائر اخبار ، مقيّد است و دلالت بر ترتّب ثواب بر عمل مىكند ( منتها مقيّد است به داعى رسيدن به ثواب يا طلب قول نبى صلّى اللّه عليه و آله ) .
در نتيجه حمل مطلق بر مقيّد كرده و بگوئيم : صحيحهء هشام هم مقيّد است و دلالت بر ترتّب ثواب - « طلبا لقول النّبى صلّى اللّه عليه و آله » - مىكند - نه بهعنوان نفس عمل بلكه بهعنوان رسيدن به قول آن حضرت - آنوقت نتيجه اين مىشود كه اخبار « من بلغ » دلالت بر