فإنه يقال : إن الأمر بعنوان الاحتياط و لو كان مولويا لكان توصليا ، مع أنه لو كان عباديا لما كان مصححا للاحتياط ، و مجديا في جريانه في العبادات كما أشرنا إليه آنفا [ 1 ] .
شرح
به حساب مىآيد يعنى همانطور كه نماز شب مستحب است اين نماز هم ، يك عمل مستحب مىشود كسى كه نماز شب را مىخواند نمىگويد من آن را بهعنوان احتياط اتيان مىكنم بلكه مىگويد : « صلاة الليل مستحبّة » در مورد اين نماز خاص هم ، مسئله چنين است .
مستشكل طبق اين مبنا ايراد نمىكند بلكه ايراد او طبق مبناى دوّم است .
ب - اخبار « من بلغ » بهعنوان احتمال ثواب ، دلالت بر استحباب مىكند نه به عنوان خود عمل . يعنى اخبار من بلغ نمىگويد آن دو ركعت نماز مستحب است بلكه مىگويد چون در آن نماز احتمال ثواب هست ، شما بهعنوان محتمل الثواب مىتوانيد آن نماز را بخوانيد .
به عبارت ديگر : شما بهعنوان احتياط مىتوانيد آن دو ركعت نماز را بخوانيد بنابراين ، اتيان به آن عمل ، بهعنوان « احتياط » است مانند سائر اوامر احتياطى .
نتيجه : شما نگوئيد با آمدن اخبار من بلغ ، بساط « احتياط » برچيده مىشود .
تذكر : ما تاكنون اوامر احتياط را ارشادى مىدانستيم امّا در اين اشكال ، مستشكل مىگويد : لو قيل بانها للطلب المولوى . . . يعنى اگر اوامر احتياط ارشادى نباشند بلكه جنبهء « مولويّت » داشته باشند .
[ 1 ] - مصنّف دو جواب از ايراد مذكور بيان مىكنند :
1 - اكنون كه شما استحباب احتياط را درست كرديد ما از شما سؤال مىكنيم كه امر