و قد انقدح بذلك أنه لا حاجة في جريانه في العبادات إلى تعلق أمر بها [ 1 ] .
بل لو فرض تعلقه بها لما كان من الاحتياط بشيء ، بل كسائر ما علم وجوبه أو استحبابه منها ، كما لا يخفى [ 2 ] .
شرح
مىدهيد امّا در محلّ بحث به داعى « احتمال امر الهى » اتيان كنيد .
چنانچه در محلّ بحث به صورتى كه بيان كرديم ، قصد قربت بكنيد ، اگر آن عمل به حسب واقع و در لوح محفوظ ، « مأمور به » باشد شما يك امتثال كامل ، نسبت به آن ، نمودهايد و اگر به حسب واقع فاقد امر باشد شما يك عبد منقاد محسوب مىشويد . و همانطور كه امتثال و اطاعت ، موجب استحقاق ثواب است در مورد انقياد هم ، « عقل » حكم به استحقاق ثواب مىنمايد . پس در شبهات وجوبيّه عباديّه احتياط ممكن هست .
سؤال : منشأ ايراد مستشكل كه مىگفت : احتياط ممكن نيست چه بوده است ؟
جواب : مستشكل خيال كرده است كه قصد قربت مانند سائر اجزاء و شرائطى است كه در « مأمور به » معتبر مىباشد و امر ، متعلّق به آن مىگردد لذا اشكال كرده است كه چون علم به ثبوت امر نداريم بلكه احتمال ثبوت امر را مىدهيم لذا احتياط ممكن نيست . و مصنّف ثابت كردند كه آن تخيّل ، فاسد است و مىتوان احتياط نمود . - كه ما مشروحا بيان نموديم .
[ 1 ] - از بيانات گذشته ما روشن شد كه اگر بخواهيم در عبادات هم احتياط نمائيم نيازى نيست كه « امر » به آنها متعلّق شود بلكه اتيان عبادت به داعى احتمال امر ، مصحّح احتياط است .
[ 2 ] - اكنون مصنّف مىفرمايند : نه تنها نيازى به ثبوت « امر » نداريم بلكه ثبوت
هامش
- شخصى ، عبد ممتاز و منقادى به حساب مىآيد و « عقل » حكم مىكند كه عبد منقاد هم ، مستحق مثوبت است .