تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
كما أنه مع احتماله لا حاجة إلى القاعدة ، بل في صورة المصادفة استحق العقوبة على المخالفة و لو قيل بعدم وجوب دفع الضرر المحتمل [ 1 ] .
شرح
شما بخواهيد احتمال عقوبت ( موضوع قاعده ) را مطرح كنيد عقل مىگويد عقاب بلا بيان قبيح است . توهم : ما مطلب را عكس كرده و مىگوئيم : اين « بلا بيانى » در موضوع قاعدهء قبح عقاب بلا بيان هم اخذ شده است و به مجرّدى كه بخواهيم عنوان « بلا بيانى » را درست كنيم و بگوئيم عقاب بلا بيان قبيح است فورا قاعدهء دفع ضرر محتمل عنوان « بيان » پيدا مىكند و مىگويد بايد احتياط كرد و در نتيجه نوبت به اجراى قاعدهء قبح عقاب بلا بيان نمىرسد . دفع توهم : اين اشكال وارد نيست زيرا اوّل بايد موضوع قاعدهء دفع ضرر محتمل ( عقوبت محتمل ) محرز گردد تا حكم عقلى ( وجوب دفع ) برآن مترتّب شود ، و ما بيان كرديم كه قاعدهء قبح عقاب بلا بيان نمىگذارد موضوع قاعدهء دفع ضرر محتمل ( عقوبت محتمل ) محرز شود . [ 1 ] - اگر در موردى احتمال عقوبت بود لازم نيست كه ما به قاعدهء دفع ضرر محتمل ، تكيه كنيم و بگوئيم دفع آن واجب است . مثال : اگر اصلا قاعدهء دفع ضرر محتمل هم نباشد ما در اطراف علم اجمالى مىگوئيم علم اجمالى مانند علم تفصيلى منجّز تكليف است لذا در صورت مخالفت و مصادفه « 1 » ، مكلّف ، استحقاق عقوبت پيدا مىكند ( در اطراف علم اجمالى احتمال عقوبت هست ) .
هامش
( 1 ) - مثلا در موردى كه علم اجمالى به خمر بودن يكى از دو مايع داريم ، يكى از آن دو را شرب كنيم و تصادفا همان خمر باشد .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 405 | الشيخ فاضل اللنكراني