و لو سلم فإنما المتيقن لو لا أنه المنصرف إليه إطلاقها هو خصوص الظن الذي لم يقم على اعتباره حجة [ 1 ] .
لا يكاد يكون الردع بها إلا على وجه دائر ، و ذلك لأن الردع بها يتوقف على عدم تخصيص عمومها ، أو تقييد إطلاقها بالسيرة على اعتبار خبر الثقة ، و هو يتوقف على الردع عنها بها ، و إلا لكانت مخصصة أو مقيدة لها ، كما لا يخفى [ 2 ] .
شرح
و لو اين آيات هم نبود ما مىگفتيم مظنّه در اصول دين فايدهاى ندارد .
در ابتداى بحث حجّيّت خبر واحد مفصّلا جواب از آيات را بيان كرديم لذا ديگر آن مطالب را تكرار نمىكنيم .
[ 1 ] - 2 - اگر بپذيريم كه آيات ناهيه اطلاق دارد و شامل اصول و فروع دين مىشود باز جواب ديگرى مىدهيم كه : اين آيات انصراف به ظنونى دارد كه دليل بر اعتبارشان قائم نشده است .
آيا با توجه به اينكه ظواهر كلام سبب حصول علم نمىشود شما مىتوانيد به آيات ناهيه تمسّك كنيد و بگوئيد چون از ظواهر كلام براى انسان ، ظن - غير علم - حاصل مىشود فاقد حجّيّت است ؟ خير زيرا دليل بر حجّيّت ظنّ حاصل از ظواهر الفاظ قائم شده است و اگر انصراف آيات را هم قبول نكنيد ، مىگوئيم آيات ناهيه ، قدر متيقّن در مقام تخاطب دارند . و قدر متيقّن آنها در مورد مظنّهاى است كه دليل بر حجّيّت آنها وجود نداشته باشد .
[ 2 ] - 3 - اگر آيات ناهيه بخواهند رادع و مانع سيرهء عقلا باشند مستلزم « دور » است و چون دور محال و باطل است پس در نتيجه رادعيّت اين آيات نسبت به سيرهء عقلا باطل است و اگر رادعيّت آيات نسبت به سيرهء عقلا باطل شد ، حجّيّت سيرهء عقلا در جاى خود محفوظ است و دلالت بر حجّيّت خبر واحد مىكند .