تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
شرح
و مىگويند بايد قول عادل تصديق شود داراى اين اشكال هستند . تذكّر - ما آيه يا روايتى نداريم كه بگويد صدّق العادل بلكه خلاصهء مفاد ادلهء حجّيّت خبر واحد ، اين جمله است .

بيان اشكال :

مسلّما وقتى شارع مىگويد خبر عادل را تصديق كن معنايش اين نيست كه اعتقاد قلبى پيدا كن كه عادل راست مىگويد و اين مسئله جزء اصول عقائد نيست بلكه مربوط به مسائل عمليّه و فروع است يعنى آثار شرعى خبر عادل را بپذير و در مقام عمل ، آن آثار شرعى را مترتّب كن . اگر عادلى بلا واسطه قول امام را نقل كند در اين صورت صدّق العادل مىگويد قول فرد عادل را تصديق كن زيرا مخبر به او قول امام عليه السّلام است و وجوب متابعت قول امام عليه السّلام براى ما محرز است . مثال : فرض كنيد ما در زمان زراره زندگى مىكرديم و او قول امام عليه السّلام را براى ما نقل كرد كه : « سمعت من الامام عليه السّلام انّه قال صلاة الجمعة واجبة » ( بين ما و امام عليه السّلام فقط زراره فاصله بود ) . در اين صورت صدّق العادل مىگويد خبر زراره را تصديق و اثر شرعى آن را مترتّب كن و مخبر به زراره قول امام عليه السّلام است و قول امام هم وجوب متابعت دارد . كأنّ خودمان از امام عليه السّلام شنيده‌ايم ، و هيچ‌گونه مشكلى در بين نيست . امّا اگر واسطه‌اى در بين باشد مثلا محمّد بن مسلم از طريق زراره قول امام عليه السّلام را براى ما نقل كند . كه ما با خود زراره ملاقات نكرديم و از او چيزى نشنيديم ولى بين ما و زراره فردى بنام محمّد بن مسلم هست در اين صورت محمّد بن مسلم چه چيز را براى ما نقل مىكند ؟