تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
مع أنه يمكن أن يقال : إن القضية و لو كانت مسوقة لذلك ، إلا أنها ظاهرة في انحصار موضوع وجوب التبين في النبأ الذي جاء به الفاسق فيقتضي انتفاء وجوب التبين عند انتفائه و وجود موضوع آخر [ 1 ] . فتدبر [ 2 ] .
شرح
« يجب التبيّن عن طبيعة النّبأ ان كان الجائى به هو الفاسق » . در نتيجه منطوق آيهء نبأ چنين است : « خبرى كه به شما مىرسد اگر فرد فاسقى آن خبر را بيان مىكند دربارهء آن خبر تحقيق كنيد » و مفهوم آيه چنين مىشود : خبرى كه به شما مىرسد اگر فرد فاسقى آن را ، اخبار ننموده است تحقيق دربارهء آن لازم نيست ( البتّه واضح است كه مخبر گاهى عادل است و گاهى فاسق ) . و مفهوم شرط درست مىشود و اشكالى كه براى مرحوم شيخ وجود داشت بر اين استدلال وارد نمىباشد . پس تا اينجا مفهوم شرط درست شد و اشكالى به استدلال آيهء نبأ ( از طريق مفهوم شرط ) وجود ندارد . [ 1 ] - مرحوم مصنّف به بيان مرحوم شيخ اشاره مىكنند كه : اگر تقريب مرحوم شيخ را بپذيريم و بگوئيم موضوع اين قضيّهء شرطيّه خبر فاسق است و در نتيجه قضيّهء شرطيّه در آيهء نبأ براى بيان تحقّق موضوع است باز هم راه ديگرى وجود دارد كه براى حجّيّت خبر عادل به آن تمسّك كنيم كه : چون خداوند در مقام بيان آن چيزهائى بوده كه تبيّن از آن واجب است و در اين مقام ، وجوب تبيّن را منحصر در خبر فاسق نموده است لذا از اين انحصار مىفهميم كه تفحّص و تبيّن از خبر فاسق لازم است ولى تحقيق از خبر عادل واجب نيست . [ 2 ] - شايد اشاره به اين باشد كه : عرف چنين انحصارى را از آيه شريفه استفاده نمىكند .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 266 | الشيخ فاضل اللنكراني