و اما الثانية ، فلأن احتواءه على المضامين العالية الغامضة لا يمنع عن فهم ظواهره المتضمنة للأحكام و حجيتها ، كما هو محل الكلام [ 1 ] .
و اما الثالثة ، فللمنع عن كون الظاهر من المتشابه ، فإن الظاهر كون المتشابه هو خصوص المجمل ، و ليس بمتشابه و مجمل [ 2 ] .
شرح
برخورد كند بعد از فحص و يأس از وجود مخصّص و مقيّد مىتواند به ظواهر آن قوانين عمل كند و قبل از فحص صحيح نيست كه به ظواهر آنها عمل نمايد .
البتّه روايات فراوانى داريم كه ما را مكلّف مىكند كه به قرآن رجوع كنيم . و در بعضى از روايات هست كه مثلا چرا فلان مسئله را سؤال مىكنيد چون در خود قرآن حكم آن هست .
[ 1 ] - جواب از دليل دوّم : در دليل دوّم شما گفتيد قرآن مطالب شامخى دارد كه ما نمىفهميم .
بله قرآن مطالب عالى و شامخى دارد كه دست ما از فهم آنها كوتاه است و شايد آن متشابهاتش باشد . بله ، ما مقصود از آيه :إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ. . . « 1 » را نمىفهميم آيا اين دليل برآن است كه ما معانى آيات الاحكام قرآن را هم نفهميم ؟ آيا اين دليل برآن است كه ما معناى احلّ اللّه البيع « 2 » را هم نفهميم ؟
خير - هدف ما بيشتر تمسّك به آيات الاحكام قرآن است كه جنبهء عملى هم دارد ، و معنا ندارد كسى ادّعا كند كه دست ما به معانى آن نمىرسد زيرا احكام قرآن براى عمل كردن است .
[ 2 ] - جواب از دليل سوّم : در دليل سوّم گفتيد كه خود كلمهء « متشابه » هم متشابه است و . . .
هامش
( 1 ) - سورهء احزاب / 72 .
( 2 ) - سورهء بقره / 275 .