أو بدعوى شمول المتشابه الممنوع عن اتباعه للظاهر ، لا أقل من احتمال شموله لتشابه المتشابه و إجماله [ 1 ] .
أو بدعوى أنه و إن لم يكن منه ذاتا ، إلا أنه صار منه عرضا ؛ للعلم الإجمالى بطرو التخصيص و التقييد و التجوز في غير واحد من ظواهره ، كما هو الظاهر [ 2 ] .
شرح
[ 1 ] - دليل سوّم : اين دليل از يك صغرا و يك كبرا تشكيل شده است كه :
ظواهر قرآن جزء متشابهات است ( فقط آياتى كه صريح هستند جزء متشابهات نيست و تبعيّت از متشابهات قرآن ممنوع است ،فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ. . . « 1 » پس تبعيّت از ظواهر قرآن ممنوع است .
طبق اين دليل ، اينها براى قرآن ظواهر قائل هستند و چون جزء متشابهات است تبعيّت از آن ظواهر ممنوع است ( منع كبرى ) .
بعد اضافه مىكنند كه اگر ما قطع هم نداشته باشيم كه ظواهر قرآن جزء متشابهات است لااقل احتمال مىدهيم كه ظواهر قرآن جزء متشابهات باشد . چرا ؟
لتشابه المتشابه چون خود كلمهء متشابه ، متشابه مىباشد .
اگر متشابه به الفاظى بگويند كه دلالتشان مجمل باشد در اين صورت ظواهر جزء متشابهات نيست چون در ظواهر اجمالى وجود ندارد .
امّا اگر متشابه به آن الفاظى بگويند كه دلالتشان مقطوع نباشد در اين صورت شامل ظواهر هم مىشود پس احتمال دارد خود متشابه شامل ظواهر قرآن هم بشود .
[ 2 ] - دليل چهارم : اگر قرآن ذاتا هم متشابه نباشد بالعرض متشابه شده است چون ما علم اجمالى داريم كه مقدارى از مطلقات قرآن مقيّد شده است و مقدارى از عمومات
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران / 7 .