تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
و الفحص عما ينافيه ، و الفتوى به مع اليأس عن الظفر به ، كيف ؟ و قد وقع في غير واحد من الروايات الإرجاع إلى الكتاب و الاستدلال به غير واحد من آياته . [ 1 ] .
شرح

جواب مصنّف نسبت به ادلهء محدّثين

[ 1 ] - جواب از دليل اوّل : گفتيد فهم قرآن مخصوص پيغمبر و ائمّه عليهم السّلام است : مراد از كلمهء قرآن در جملهء « انّما يعرف القرآن من خوطب به » چيست ؟ آيا مراد ، تمام قرآن است يا اينكه مقصود كلّ جزء من القرآن است يعنى و لو يك آيه ، يا حتّى بالاتر اگر صريح هم باشد ما نمىفهميم ؟ يكى از اشكالاتى كه به آقايان اخبارى است : اين است كه اگر شما به آن روايت تمسّك مىكنيد كه ظواهر قرآن را از حجّيّت ساقط كنيد بايد در مورد مصرّحات قرآن هم كأنّ اين حرف را بزنيد كه در نتيجه دست انسان از قرآن به‌طور كلّى كوتاه شود يعنى لازمهء بيان شما اين است كه معناى ، « انّ اللّه على كلّ شىء قدير » را هم كسى نمىفهمد و فقط اهل بيت عصمت عليهم السّلام هستند كه معناى آن را مىفهمند مقصود از اين جملهء « انّما يعرف القرآن من خوطب به » اين است كه : مجموعهء كتاب را كه در آن متشابهات و محكمات هست راسخون در علم و معصومين عليهم السّلام مىفهمند . سؤال : آيا ابو حنيفه و قتاده هميشه به متشابهات قرآن تمسّك مىكردند تا اين روايت بگويد شما متشابهات قرآن را نمىفهميد ، يا اينكه اين دو اكثرا به ظواهر قرآن تمسّك مىكردند ، يا اينكه اين دو استقلالا به قرآن و عمومات و اطلاقات آن تمسّك مىجستند و ديگر كارى نداشتند كه مثلا آيا در مورد فلان آيه تخصيص يا تقييدى از معصومين صادر شده است يا نه ؟ روايات رادعه مقصودش اين است كه شما در مراجعه به قرآن استقلال نداريد . و ما كه مىگوئيم ظواهر قرآن حجّت است به اين معنا است كه : اگر به كتاب تفسير مراجعه كرديم و تفحّص نموديم و روايت صحيحى كه دالّ بر خلاف ظاهر فلان آيه باشد ، پيدا نكرديم ، در اين صورت مىتوان به ظواهر و عمومات و اطلاقات قرآن تمسّك كرد كما اينكه در قوانين مملكتى اگر انسان به عموم و اطلاقى