تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
شرح
مرحوم مصنّف مىفرمايند : اساس اين حرف به نظر ما غير صحيح است . احكام حجّيّت همان چهار اثرى بود كه قبلا ذكر كرديم و مسئلهء صحّت التزام و جواز استناد ربطى به مسئلهء حجّيّت ندارد ، اگر خبر واحد حجّت شد به دنبالش مسئلهء التزام و جواز استناد در كار نيست و ايشان مورد نقضى را هم بيان مىكنند كه حجّيّت ثابت است لكن نه صحّت التزام در كار است و نه جواز استناد به خداوند در ميان است . در نتيجهء مقدّمات انسداد ، اختلافى هست كه آيا نتيجهء مقدّمات انسداد ، اين است كه مظنّه به نحو كشف شرعى حجّيّت دارد يعنى در حال انسداد باب علم و علمى شارع مقدّس مظنّه را حجّت قرار داده است يا اينكه نه ، در حال انسداد ، عقل حكم مىكند كه ظنّ انسدادى حجّيّت دارد يعنى ظن انسدادى ، از نظر حجّيّت مثل قطع است همان‌طور كه حجّيّت قطع ، عقلى است ، حجّيّت ظنّ انسدادى هم عقلى است . خلاصه : اگر مقدمات چهارگانهء دليل انسداد تمام شد عقل حكم مىكند كه مظنّه حجّيّت دارد . اكنون ما يك سؤال داريم كه : عقلى كه در حال انسداد از روى ناچارى مظنّه را حجّت قرار داده است ، آيا حكم هم مىكند به اينكه اين حكم مظنون ، حكم الهى است ؟ و آيا حكم مىكند كه شما در قلب هم به آن ملتزم بشويد ؟ خير - فقط وظيفه‌اى براى مكلّفين معيّن مىكند كه چون باب علم و علمى منسد است ظنّ انسدادى حجّيّت دارد . بله ، اگر ظنّ انسدادى بنحو كشف شرعى حجّيّت داشته باشد معنايش اين است كه شارع اين مظنه را حجّت قرار داده است يعنى همان شارعى كه مثلا خبر واحد را حجّت قرار داده است ، اين ظنّ انسدادى را هم طريق به واقع مىداند . خلاصه ، مرحوم مصنّف مىفرمايند : ما مورد نقضى پيدا كرديم كه حجّيّت تحقّق