تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
ثانيها : طلب الضدين فيما إذا أخطأ و أدى إلى وجوب ضد الواجب [ 1 ] . ثالثها : تفويت المصلحة أو الإلقاء في المفسدة فيما أدى إلى عدم وجوب ما هو واجب ، أو عدم حرمة ما هو حرام ، و كونه محكوما بسائر الأحكام [ 2 ] .
شرح
خلاصهء دليل اوّل - اگر خبر واحد بر وجوب نماز جمعه قائم شد چنانچه لوح محفوظ خالى از حكم باشد اين مستلزم تصويب و باطل است . و اگر لوح محفوظ خالى از حكم نباشد و حكم نماز جمعه وجوب باشد در اين صورت اجتماع مثلين پيش مىآيد . و اگر حكم لوح محفوظ حرمت باشد در اين صورت اجتماع متضادّين در عناوين مختلف پيش مىآيد . پس چگونه شارع مىتواند ما را متعبّد به امارهء ظنّيه و خبر واحد بكند ؟ [ 1 ] - 2 - در دليل دوّم مىگويد اگر يك واجبى داشته باشيم و اين واجب ، ضدّى داشته باشد ( مثل صلاة و ازالهء نجاست از مسجد كه قبلا در مبحث امر به شىء . . . بحث كرديم ) اكنون اگر اين شىء خودش به حسب واقع واجب باشد لكن اماره و خبر واحد قائم شد كه ضدّ اين شىء واجب است . مثلا حكم واقعى ، اين است كه ازاله ، واجب است امّا اماره قائم شد كه بجاى ازاله ، نماز واجب است ( و شما نماز و ازاله را متضاد مىدانيد ) در اين صورت اجتماع ضدّين پيش نمىآيد بلكه در آن واحد ، ضدّين ، مطلوب مولا واقع شده است يك دليل مىگويد ازالهء نجاست بنما و خبر واحد مىگويد نماز بخوان اين مثل اين است كه مولا در يك لحظه مىگويد : مىخواهم اين جسم را سفيد كنى و هم مىخواهم در همين حال سياه باشد يعنى سفيدى و سياهى در آن واحد مطلوب مولا است . اين طلب الضدّين است و مطلوب ، مقدور نمىباشد . [ 2 ] - 3 - در دليل سوّم شما فرض كنيد كه نماز جمعه در واقع واجب است اما اماره و خبر واحد قائم شد كه نماز جمعه وجوب ندارد . در اين صورت شارع كه خبر واحد را حجّت قرار داده است سبب شده است يك