تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
الحق هو الثاني ، لشهادة الوجدان الحاكم في باب الإطاعة و العصيان بذلك ، و استقلال العقل بعدم استحقاق العبد الممتثل لأمر سيده إلا المثوبة دون العقوبة ، و لو لم يكن متسلما و ملتزما به و معتقدا و منقادا له [ 1 ] .
شرح
اصول عقايد اعتقاد قلبى لازم است . اين مسئله ( موافقت التزاميّه ) يك مسئلهء عقلى است البتّه مختصّ به محدودهء شرع نيست بلكه نسبت به اوامر موالى عرفيّه هم جارى است . اگر مولى دستورى به عبد داد آيا عبد دو وظيفه دارد : 1 - موافقت عمليّه 2 - موافقت قلبيّه ؟ يعنى هم در خارج بايد اطاعت كند هم در قلب بايد نسبت به دستور مولا ملتزم و خاضع باشد در نتيجه مستحق دو مثوبت مىشود يا اينكه نه ، فقط وظيفه‌اش موافقت عمليّه است و در نتيجه عبد استحقاق يك مثوبت دارد . تذكّر - در امور شرعيّه گاهى عدم اعتقاد موجب خلل‌هائى مىشود مثلا گاهى عدم اعتقاد رجوع به عدم علم و عدم اطّلاع خداوند تبارك و تعالى نسبت به مصالح و مفاسد مىكند - بحث ما در اين فرض نيست بلكه ما يك مسئلهء كلّى عقلائى را بحث مىكنيم كه در تمام احكام و اوامر ( چه در محيط شرع و چه در موالى عرفيّه ) جارى است .

عدم وجوب موافقت التزاميّه

[ 1 ] - حق اينست كه دليلى بر لزوم موافقت التزاميّه نيست چون حاكم در باب اطاعت و عصيان ، عقل است و عقل ملاك و ميزان ثواب و عقاب در احكام را فقط موافقت عمليّه و مخالفت عمليه مىداند يعنى اگر كسى دستور مولا را انجام داد مستحق يك مثوبت است بدون اينكه بگويند آيا او موافقت التزاميّه هم داشت يا نه همين‌طور در باب مخالفت عمليّه .