تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
شرح
خاصّى بشود نه اينكه ملتزم به ما هو فى الواقع بشود . اگر از او سؤال كنيم شما به چه چيز ملتزم شده‌اى ، مىگويد : نمىدانم ، هم احتمال وجوب مىدهم و هم احتمال حرمت ، اين نحو التزام فائده‌اى ندارد . مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند اگر كسى در مسئلهء موافقت التزاميّه اين‌قدر پافشارى نمايد مىگوييم روى اين مبنا موافقت التزاميّه را اينجا بايد كنار گذاشت چون نمىتوانيم به حكم خاص ملتزم شويم . چه مانعى دارد كه اصالة التّخييرى كه در مقام عمل جريان پيدا كرد و انسان را مخيّر بين فعل و ترك نمود همان اصالة التخيير در موافقت التزاميّه هم جارى شود ، يعنى عقل مىگويد شما مخيّر هستيد كه حتما به يك حكم ملتزم شويد . اگر مائل هستيد آن حكم وجوبى را اختيار كنيد و حتما به وجوب ملتزم شويد و اگر مائل نيستيد ، حكم حرمت را انتخاب نماييد و حتما ملتزم به حرمت بشويد . خلاصه اصالة التّخيير هم در مسئلهء عمل و هم در مسئلهء التزام راه پيدا مىكند . از كلام ايشان استفاده مىشود كه بخاطر دو نكته نمىتوان اصالة التخيير را در مسئلهء عمل و التزام جارى نمود . 1 - شما براى رعايت اهميّت تكليف مولا مسئلهء موافقت التزاميّه را مطرح كرديد ، اكنون از شما سؤال مىكنيم ، اگر انسان اصلا نسبت به تكليف مولا ملتزم نشود محذورش كمتر است يا اينكه به ضدّ تكليف مولا ملتزم شود ؟ واضح است كه اگر انسان به ضدّ تكليف مولا ملتزم شود محذور بيشترى دارد و اگر اصلا به تكليف مولا ملتزم نگردد محذورش كمتر است . در دوران بين المحذورين اگر اصلا ملتزم به تكليف مولا نشويم ، فقط