تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
شرح
- به همان نحو كه بيان كرديم . ب : چنانچه مقصود از « مرّه و تكرار » ، « دفعه و دفعات » باشد ، يك مسألهء مستقل هست در آن مسئله ، بحثى از فرد و افراد نيست بلكه صحبت از دفعه و دفعات هست و دفعه و دفعات هم با فرد ، سازگار است - در اين مسئله - هم با طبيعت و قائلين به هر دو قول مىتوانند در اين بحث ، شركت كنند ، يعنى كسانى كه معتقدند امر به طبيعت ، متعلّق است ، مىتوانند بحث كنند كه : آيا طبيعت ، دفعة واحده ، متعلّق امر است يا طبيعت به دفعات ، متعلّق امر ، قرار گرفته و يا اينكه « طبيعت » ، متعلّق امر است بدون اينكه عنوان دفعه و دفعات مطرح باشد . و همچنين كسانى كه مىگويند امر ، متعلّق به فرد هست در اين بحث مىتوانند شركت نمايند و بگويند آيا فرد ، « دفعة واحده » متعلّق امر است يا اينكه فرد « به دفعات » متعلّق امر است و يا اينكه « فرد » متعلّق امر است ، ديگر دفعه و دفعات در متعلّق امر ، مدخليّت ندارد . خلاصه : اگر بحث « مرّه و تكرار » بخواهد اصالت و استقلال داشته باشد ، مجبور هستيم كه مقصود از آن دو را دفعه و دفعات بگيريم ولى چنانچه مقصود از آن دو را فرد و افراد بدانيم ، مسألهء مرّه و تكرار در دنبال مسألهء تعلّق امر به طبيعت يا فرد مىشود - البتّه طبق بعضى از اقوال در آن مسئله كه بيان كرديم - درحالىكه ظاهر قضيّه ، اين است كه بحث مذكور ، استقلال دارد نه اينكه مرتبط به بحث دوّم و دنبال آن باشد پس نظر صاحب فصول ، اين است كه مقصود از « مرّه و تكرار » ، « دفعه و دفعات » است نه « فرد و افراد . »