تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
شرح
طبيعت ، متعلّق است ، مىگويند - فرضا - مولا وجود انسان را طالب است امّا عوارض فردى ، خصوصيّات زمانى و مكانى ، خارج از دائرهء طلب مولا هست - گرچه وجود انسان ، هميشه همراه با خصوصيّات فرديّه هست - امّا قائلين به تعلّق امر به فرد مىگويند ، خصوصيّات مذكور در متعلّق امر ، مدخليّت دارد بنابراين هم قائل تعلّق امر به طبيعت و هم قائل تعلّق امر به فرد ، قبول دارد كه متعلّق امر ، عبارت از وجود طبيعت است ولى نزاعشان در اين است كه : آن عوارض و خصوصيّات زائدهء بر وجود كه لا محاله همراه وجود طبيعت هست ، آيا در متعلّق امر دخالت دارد يا ندارد به نحوى كه بيان كرديم « 1 » . نكته‌اى كه در مسئله آينده بايد مورد نظر باشد ، اين است كه : قائلين به تعلّق امر به طبيعت ، مقصودشان از آن طبيعت ، ذات طبيعت نيست بلكه منظور ، وجود طبيعت است . نكتهء دوّم : مطلبى را كه بايد متذكّر شويم ، اين است كه : اگر مرّه و تكرار را به‌معناى فرد و افراد بدانيم ، مقصود از فرد و افراد چيست ؟ مقصود از « فرد » ، آن فرد در مسألهء « تعلّق امر به طبيعت يا فرد » نيست بلكه منظور از فرد در محلّ بحث ، يعنى « وجود واحد » و منظور از افراد « وجودات متعدّد » است در نتيجه ، كسانى كه مىگويند مقصود از مرّه و تكرار ، فرد و افراد است ، منظورشان اين است كه آيا امر ، اقتضا دارد كه طبيعت ، يك وجود پيدا كند يا چند وجود ، آن‌ها گرچه تعبير به فرد كرده‌اند و فرد ، يعنى وجود همراه با خصوصيّات فرديّه لكن منظورشان از فرد ، آن فرد در مقابل وجود طبيعت - در مسئله آينده - نيست بلكه مقصودشان از « فرد و افراد » وجود واحد و وجودات متعدّد است . جمع‌بندى : در مسألهء آينده - تعلّق امر به طبيعت يا فرد - مقصود از طبيعت ، وجود طبيعت است - نه نفس طبيعت بما هى هى - و منظور از فرد و افراد - در بحث مرّه و تكرار -
هامش
( 1 ) - قائلين به تعلّق امر به طبيعت مىگويند : خصوصيات فرديه ، دخالت ندارد اما قائلين به تعلق امر به فرد ، معتقدند تشخصات فردى دخالت دارد .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 90 | الشيخ فاضل اللنكراني