تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
شرح
يك امر واقعى است ، بنا هست كه صلات ، معراج مؤمن باشد ، واقعا چه چيز در معراجيّت ، دخالت دارد اگر سوره ، جزء نماز هست ، مدخليّت آن‌هم مدخليّت واقعى هست و قصد قربت هم اگر دخالت در حصول غرض مولا دارد ، مدخليّتش ، مدخليّت واقعى است . خلاصه : بين قصد قربت و بين جزئيّت سوره از نظر دخالت واقعى در حصول غرض مولا و عدم دخالت چه تفاوتى هست ؟ جواب : ما آن‌قدر هم مقيّد و گرفتار غرض واقعى مولا نيستيم اينكه به شما گفتيم بايد غرض مولا را تحصيل كنيد ، نسبت به آن چيزهائى است كه مولا نمىتواند در متعلّق امر بياورد امّا اگر در موردى دست مولا باز بود و توانست چيزى را كه در حصول غرضش دخيل هست در متعلّق امر بياورد ، مثلا بگويد : نماز ، مأمور به است و اركان و اجزائش تكبيرة الاحرام ، ركوع ، سجود و سلام است امّا مع ذلك مشاهده كرديم كه در موردى شارع ، صحبتى از سوره ننموده و آن را در رديف ساير اجزا و شرايط قرار نداده ، در اين صورت ، معنا ندارد كه بگوئيم : حديث رفع ، دلالتى ندارد و جارى نمىشود چون‌كه اگر سوره دخالت داشته باشد ، يك دخالت واقعى دارد . مانعى ندارد دخالت واقعى داشته باشد . چرا مولا آن را در متعلّق امر اخذ ننمود ؟ علّتش براى ما مشخّص نيست ، ما نمىدانيم كه آيا سوره ، جزء مأمور به هست يا نه ، حديث رفع ، جريان ، پيدا مىكند و مىگوئيم : شك داريم كه آيا از ناحيهء مولا امر فعلى به صلات مع السّورة متعلّق شده يا نه ، حديث رفع مىگويد « رفع ما لا يعلمون » امر فعلى به صلات مع السّورة متعلّق نشده امّا به خلاف قصد قربت كه ما مىدانيم امر فعلى به غير از قصد قربت متعلّق شده ، قصد قربت در دائره مأمور به و متعلّق امر نيست تنها شكّ ما اين اين است كه : آيا غرض مولا با نماز بدون قصد قربت ، حاصل مىشود يا نه در اين صورت