تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
قلت : لا يكاد يختلف الحال بذاك ، فإنّه مع الفرض لا يكاد يترتب الغرض على الأقلّ في ضمن الأكثر ، و إنّما يترتّب عليه به شرط عدم الانضمام ، و معه كان مترتّبا على الأكثر بالتمام [ 1 ] .
شرح
مستحب زائدى هست كه ضميمهء واجب شده . و همچنين در مثال رسم خط اگر انسان ، اوّل يك خطّ قصير ترسيم كرد سپس مقدارى استراحت نمود بعد قدرى به آن خطّ قصير ، اضافه كرد و خطّ طويل ، تحقّق پيدا كرد ، آيا در فرض مذكور هم مىتوانيد بگوئيد « اقل » نقشى ندارد ؟ خير ، به مجرّدى كه اقل ، موجود شد ، غرض ، حاصل مىشود پس قسمت اضافه و زائد آن خطّ طويل ، بايد عنوان استحباب ، پيدا كند و نمىتواند عدل واجب تخييرى واقع شود . خلاصهء اشكال : اگر اكثرى را فرض كرديم كه دفعتا وجود پيدا كند ، حق با شما - مصنّف - هست و اكثر در غرض مولا مؤثّر است امّا اگر اقل ، وجود پيدا كرد و سپس اكثر موجود شد در اين صورت به مجرّد تحقّق اقل ، غرض مولا تحقّق پيدا مىكند و قسمت زائد بر اقل كه ضميمهء آن هست ، عنوان استحبابى پيدا مىكند پس بيان شما كلّيّت ندارد . [ 1 ] - جواب : ايراد مستشكل ، وارد نيست زيرا در همان صورتى كه اوّل ، اقل ، وجود پيدا مىكند سپس اكثر موجود مىشود ، ممكن است بگوئيم اقل ، نقشى در حصول غرض مولا ندارد « 1 » . توضيح ذلك : « اقل » ، داراى دو حالت و دو صورت است : الف : اگر اقل به تنهائى - بدون انضمام زائد - وجود پيدا كند در اين صورت ، خودش
هامش
( 1 ) - خلاصهء بيان مصنّف ، اين است كه : اگر اقل به تنهائى موجود نشود يعنى اگر اكثر در خارج ، موجود شود - خواه تخلل عدم ، مطرح باشد يا نباشد - اكثر در حصول غرض ، مؤثر است و اقل در صورتى مدخليت در غرض دارد كه « به شرط لا » باشد امّا اگر « به شرط شىء » شد ، مجموع در حصول غرض مولا مؤثر است - و فرقى نمىكند كه اقل ، وجود مستقل داشته باشد يا نداشته باشد .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 504 | الشيخ فاضل اللنكراني