تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
و إن كان بملاك أنّه يكون في كلّ واحد منهما غرض ، لا يكاد يحصل مع حصول الغرض في الآخر بإتيانه ، كان كلّ واحد واجبا بنحو من الوجوب ، يستكشف عنه تبعاته ، من عدم جواز تركه إلا إلى الآخر ، و ترتّب الثّواب على فعل الواحد منهما ، و العقاب على تركهما [ 1 ] .
شرح
عقلى است و ارتباطى به شارع مقدس ندارد . [ 1 ] - ب : احتمال ديگر ، اين است كه در واجبات تخييرى ، اغراض متعدّد ، وجود دارد و بر هر شىء و هر عدلى يك غرض لازم التّحصيل مترتّب مىشود و چنين نيست كه تمام اطراف واجب تخييرى در يك غرض ، مؤثر باشند بلكه بر هركدام از آن‌ها يك غرض مخصوص و لازم التّحصيل مترتّب مىشود . سؤال : حال كه اغراض متعدّد و لازم التحصيل ، مطرح است آيا مكلّف هم بايد تمام اطراف واجب تخييرى را اتيان نمايد ؟ جواب : خير و علّت اينكه مولا مطلوب خود را به نحو واجب تخييرى بيان كرده اين است كه آن اغراض متعدّد ، امكان اجتماع ندارند ، اگر يكى از آن‌ها خارجا تحقّق پيدا كرد ، امكان تحقّق ديگرى وجود ندارد و مسئله ، مانند باب صوم و صلات نيست كه نماز ، يك غرض منحصر به خودش دارد و روزه هم غرض مخصوص به خود دارد به نحوى كه آن دو خارجا امكان اجتماع دارند و مكلّف ، هم بتواند نماز را اتيان كند تا هدف از آن حاصل شود و هم روزه بگيرد تا غرض از آن تحقق پيدا كند . در واجب تخييرى ، اغراض متعدّدى مطرح است كه تمامشان لازم التحصيل مىباشند لكن اشكالشان اين است كه اغراض متعدد نمىتوانند با يكديگر جمع شوند يعنى اگر يكى از آن‌ها حاصل شد ، ديگرى امكان تحقّق ندارد لذا مولا هم كأنّ مجبور هست كه يكى از آن‌ها را ايجاب نمايد و وجوبش را به نحو واجب تخييرى بيان نمايد . طبق احتمال اخير - ب - بايد همان قول اوّل از اقوال چهارگانه را قبول كرد و گفت تخيير در واجب تخييرى ، شرعى و نفس وجوب تخييرى ، نوعى از وجوب است به