شرح
پنج قول بيان كرديم و اينك مصنّف به بيان قول مختار پرداخته و فرمودهاند : تحقيق در مسئله ، اين است كه بايد بررسى كنيم كه مولا به چه ملاكى به احد الشيئين « 1 » ، امر نموده قبل از پرداختن به جواب سؤال ، تذكر مىدهيم كه در واجبات تعيينى ، مسئله ، واضح است زيرا وقتى مولا صلات را متعلّق امر ، قرار مىدهد علّتش اين است كه در نفس صلات ، غرض لازم التّحصيل هست كه تا نماز اتيان نشود آن غرض هم حاصل نمىشود و اگر كسى به جاى صلات ، صوم را اتيان نمايد غرض از صلات حاصل نمىشود بلكه فقط نماز هست كه آن هدف را تأمين مىكند .
و اينك به پاسخ سؤال مذكور مىپردازيم كه : در مسئله ، دو احتمال مطرح است و نتيجهء آنها هم متفاوت مىباشد :
الف : علّت امر مولا به احد الشيئين اين است كه او يك هدف و غرض دارد « 2 » منتها توجّه داشته كه هريك از آن دو شىء ، غرض او را تأمين مىكند « 3 » كه بنا بر احتمال مذكور ، اصلا واجب ما تخييرى نيست چون در واجب تخييرى ، تخيير ، شرعى هست يعنى : شارع مقدس ، مكلّفين را بين اين عدل و آن عدل ، مخيّر نموده و در فرض مذكور ، تخيير شرعى ، تصوّر نمىشود زيرا اگر دو شىء در يك غرض و دو علّت در يك معلول مؤثّر باشند بايد بين آن دو علّت ، قدر جامعى باشد كه آنقدر جامع در معلول تأثير كند ، امكان ندارد دو علّتى كه به تمام معنا ، مباين هستند و هيچگونه قدر جامعى ندارند در يك معلول تأثير نمايند زيرا در فلسفه هم خواندهايد كه « الواحد لا يكاد يصدر الا من الواحد » ، معلول واحد بايد علّتش هم واحد باشد و امكان ندارد دو علّت با وصف دوئيّت در معلول واحد تأثير نمايد و سرّش هم اين است كه بين علّت و معلول ، يك نحو ، سنخيّت و ارتباط
هامش
( 1 ) - يا احد الاشياء .
( 2 ) - يك مصلحت لازم التحصيل ، منظور مولا هست .
( 3 ) - مانند واجبات تعيينى نيست كه شىء واحد در حصول غرض ، مؤثر باشد .