تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
شرح
جواب : احتمالاتى در آن مطرح است لذا ابتدا بايد به بيان احتمالات « * » بپردازيم تا اينكه مشخّص شود ، كدام‌يك از آن‌ها صحيح است . احتمال اوّل « 6 » : طلب مولا به ايجاد طبيعت ، متعلق مىشود « 7 » مثلا مولا از عبد خود طلب مىكند ، آن مأمور به - و آن طبيعت - را كه در خارج تحقّق ندارد ، ايجاد نمايد . بديهى است كه اگر بنا باشد طبيعتى در خارج ، وجود پيدا كند ، خصوصيّات فرديّه‌اى ، همراه آن هست ، اكنون سؤال ما اين است كه : آيا آن ويژگىهاى فرديّه هم در دائرهء طلب هست يا اينكه اصل ايجاد طبيعت ، مطلوب مولا مىباشد به عبارت ديگر : آيا اصل و ايجاد طبيعت صلات مطلوب مولا هست يا اينكه صلات با خصوصيّات فرديّه ، مطلوبيّت دارد ؟ حق ، اين است كه : اوامر و نواهى مولا به ايجاد و ترك طبيعت - بدون مدخليّت مشخّصات فرديّه - متعلّق مىشود و شاهدش اين است كه : اگر به وجدان ، مراجعه كنيد ، مشخّص مىشود كه مثلا وقتى مولا مىفرمايد :
هامش
( * ) - [ 1 - طلب به « نفس » طبيعت متعلّق مىشود بدون اينكه وجود ، واسطه باشد . 2 - طلب به نفس طبيعت متعلّق است لكن غرض مولا از تعلّق طلب به طبيعت ، وجود طبيعت است . 3 - مستقيما طلب به « وجود » طبيعت متعلّق مىشود . 4 - مختار مصنّف : طلب به ايجاد طبيعت متعلّق است . 5 - طلب به ايجاد طبيعت - « همراه با خصوصيات فرديه » - متعلق مىشود مثلا وقتى بنا شد كه صلات در خارج ، تحقق پيدا كند ، علاوه بر اصل وجود ، خصوصيات فرديه‌اى هم همراه وجود طبيعت هست ، مثلا اينكه مىگويند : « زيد فرد للانسان » ، معناى فرديت زيد براى انسان ، اين است كه : زيد علاوه بر اينكه « وجودى » براى انسان هست و ماهيت انسان در ضمن زيد تحقق پيدا مىكند ، داراى خصوصيات خلقى و خلقى هست لكن خصوصيات مذكور ، مدخليتى در وجود انسان ندارد البته ويژگىهاى فردى ، با وجود انسان ، ملازم هست . ] ( 6 ) - مختار مصنف . ( 7 ) - نهى مولا هم به ترك طبيعت ، متعلّق است .