فقد ظهر أنّه لا وجه لصحّة العبادة ، مع مضادّتها لما هو أهمّ منها ، إلا ملاك الأمر [ 1 ] .
شرح
عقوبت واحده هست ؟
الف : اگر بگوئيد استحقاق يك عقوبت دارد ، اشكال ما اين است كه : شما كه گفتيد در « ترتّب » ، دو امر مطرح است چرا مخالفت با دو امر ، موجب يك استحقاق عقوبت شود ؟
ب : اگر بگوئيد مكلّف ، مستحق دو عقوبت هست ، اشكال ما اين است كه نمىتوان به آن ، ملتزم شد زيرا در يك زمان ، فرضا نيم ساعت وقتى را كه مكلّف فقط مىتواند صرف اتيان يكى از آن دو ضد نمايد و قادر نيست كه در آن زمان ، ضدّين را اتيان نمايد لكن از قدرت خود استفاده نكرد و هر دو ضد را ترك نمود ، مستحق دو عقوبت شود و آيا كسى مىتواند به آن ، ملتزم شود ؟
سيّدنا الاستاد « 1 » هم قائل به ترتّب بودند ، ما اشكال مذكور را بر ايشان داشتيم لكن ايشان در صدد تصحيح آن - يعنى ترتّب - بودند .
خلاصه : يكى از اشكالات قول به ترتّب ، اين است كه استحقاق عقوبت واحده با ترتّب ، سازگار نيست و استحقاق عقوبتين را هم قائلين به ترتّب نمىتوانند ، ملتزم شوند .
[ 1 ] - تذكّر : هدف قائلين به ترتّب ، اين بود كه پاسخ شيخ بهائى رحمه اللّه را بيان كنند زيرا ايشان فرمودند : بنا بر عدم اقتضا ، چون عبادت ، فاقد امر هست پس باطل مىباشد لكن قائلين به ترتّب فرمودند : آن عبادت ، درعينحال كه مضادّ با واجب اهمّى هست ، ولى به نحو طوليّت - ترتّب - داراى امر و صحيح است لكن مصنّف رحمه اللّه بيان آنها را نپذيرفتند و
هامش
( 1 ) - هو آية اللّه مجدد المذهب الحاج ميرزا محمد حسن بن السيد ميرزا محمود الحسينى الشيرازى ولد فى 15 ج 1 1230 ، حضر درس المحقق السيد حسن المدرس و المحقق الكلباسى قصد العراق عام 1259 .
حضر الاندية العملية ، اختص فى التلمذة و الحضور بابحاث المحقق الانصارى ، عيّن مرجعا بعده ، حجّ سنة 1288 ، و هاجر الى سامراء شعبان سنة 1291 ثم تبعه تلاميذه ، اخذ منه كثير من فحول العلماء ، منهم : آقا رضا الهمدانى و الشيخ فضل اللّه النورى و الآخوند الخراسانى ، توفى ليلة الاربعاء 24 شعبان 1312 ه .
ر . ك : الكنى و الالقاب 3 / 184 .