تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
و إما أن يكون الأمر به إرشادا إلى محبوبيّته و بقائه على ما هو عليه من المصلحة و الغرض لو لا المزاحمة ، و أن الإتيان به يوجب استحقاق المثوبة فيذهب بها بعض ما استحقّه من العقوبة على مخالفة الأمر بالأهمّ ، لا أنّه أمر مولويّ فعليّ كالأمر به ، فافهم و تأمّل جيّدا [ 1 ] .
شرح
سؤال : آيا اگر مولا از امر اوّل صرف‌نظر كرد ، در رتبهء امر دوّم ، دو امر ، جمع شده ؟ خير ، مولا از امر دوّم صرف‌نظر كرده لكن شما - قائلين به ترتّب - در صدد هستيد كه در رتبهء امر دوّم و در آن واحد ، دو امر ، اجتماع نمايد لكن به كيفيّتى كه ما - نسبت به اوامر عرفيّه - بيان كرديم ، بيش از يك امر ، وجود ندارد . در رتبهء امر به اهم فقط امر به اهم محقّق است و در رتبهء امر به مهم ، امرى نسبت به اهم مطرح نيست زيرا مولا از آن ، صرف‌نظر نموده . سؤال : چرا مصنّف رحمه اللّه چنان توجيهى نمودند ؟ جواب : اگر مطلبى استحالهء عقلى داشت لكن ديديم آن مطلب در عرف ، وجود دارد ، بايد آن را به نحوى توجيه كنيم كه با استحالهء عقلى ، منافات نداشته باشد و محال عقلى در عرف ، واقع نشود . [ 1 ] - ب : شما - قائلين به ترتّب - در صدد هستيد كه در رتبهء امر به مهم - صلات - ، دو امر مولوى ترتيب دهيد و بگوئيد : همان‌طور كه امر به ازاله - اهم - به نحو مولويّت ، باقى هست امر به صلات هم در هنگام معصيت امر به ازاله به نحو مولويّت ، تحقّق دارد به عبارت ديگر : شما مدّعى اجتماع امرين مولويين هستيد ، ممكن است ما چنين بگوئيم كه : آن دو امرى كه در عرفيّات ، تحقّق دارد ، احدهما مولوى و ديگرى ارشادى هست يعنى امر به اهم ، مولوى هست و مولا در درجهء اوّل ، آن را مىطلبد و استحقاق عقوبت هم بر مخالفت آن ، مترتّب مىشود لكن امر دوّم ، ارشادى هست . مولا - از باب فرض و مثال - به نحو امر مولوى مىگويد : « يجب عليك الازالة » ، لكن اگر عصيان كردى يا بناى بر معصيت دارى ، لااقل ، امر دوّم - مهم - را اتيان كن زيرا آن‌هم