تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
ثمّ إنّه لا أظنّ أن يلتزم القائل بالتّرتّب ، بما هو لازمه من الاستحقاق في صورة مخالفة الأمرين لعقوبتين ، ضرورة قبح العقاب على ما لا يقدر عليه العبد ، و لذا كان سيّدنا الأستاذ قدّس سرّه لا يلتزم به - على ما هو ببالي - و كنّا نورد به على التّرتّب ، و كان بصدد تصحيحه [ 1 ] .
شرح
داراى محبوبيّت و مقربيّت ذاتيّه « 1 » هست ، واجد همان مصلحت « 2 » ، غرض « 3 » و ملاك امر مىباشد . بديهى است مولا كه امر مولوى نسبت به صلات ندارد « 4 » بلكه مىگويد شما كه نسبت به امر به ازاله عصيان مىكنيد ، بهتر است براى تخفيف عقوبت ، لااقل صلات را اتيان نمائيد و گمان نكنيد كه نماز ، مبغوضيّت دارد بلكه داراى مصلحت هست گرچه نمىتوان نسبت به آن - بالفعل - ، امر مولوى متوجّه نمود زيرا مستلزم اجتماع طلب ضدّين در آن واحد هست . خلاصه : اگر شما - قائلين به ترتّب - از طريق وقوع چنان اوامرى در عرف بر ما اعتراض كنيد ، پاسخ شما همان است كه مفصّلا بيان كرديم . [ 1 ] - مرحوم آقاى آخوند ، فعلا خودشان در صدد القاء اشكال بر قول به ترتّب هستند كه : شما مىگوئيد اجتماع امرين در آن واحد به نحو ترتّب ، مانعى ندارد لكن سؤال ما اين است كه : اگر مكلّف در زمانى كه فقط مىتوانست با يكى از آن دو امر ، موافقت كند لكن نسبت به آن دو ، مخالفت نمود « 5 » ، آيا استحقاق دو عقوبت ، پيدا مىكند يا اينكه مستحق
هامش
( 1 ) - به خاطر محبوبيّت ذاتى ، موافقت با آن ، موجب استحقاق مثوبت است نه ، به خاطر موافقت با امر وجوبى . ( 2 ) - بنا بر قول عدليّه . ( 3 ) - بنا بر قول غير عدليّه . ( 4 ) - بلكه مولا نسبت به واجب مهم - صلات - ، امر ارشادى دارد . ( 5 ) - نه واجب اهم را اتيان كرد و نه واجب مهم را .