تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
شرح
چنين شد ، معنايش اين است كه ملاك ، مصلحت و تمام خصوصيّاتى كه در سائر افراد طبيعت ، تحقّق دارد در آن فرد هم موجود است و اگر ملاك ، محقّق شد ، چه مانعى دارد كه مكلّف ، صلات را به داعى امر متعلّق به طبيعت ، اتيان كند زيرا امر به صلات از عهدهء مكلّف ، ساقط نشده بلكه نماز ، يك واجب موسّع هست ولى به علّت مزاحمت با ازاله ، مقدارى مضيّق شده - امر به صلات به اعتبار اينكه واجب ، موسّع هست ، باقى مىباشد - بنابراين : امر به صلات ، مسلّما برعهدهء آن مكلّف هست و درعين‌حال ، آن فرد از صلات را كه به جاى ازاله ، انتخاب مىكند ، فاقد ملاك و مناط نيست و همين‌كه فاقد ملاك نشد ، از نظر عقل ، مانعى ندارد كه همان فرد مزاحم با ازاله را به داعى امر متعلّق به طبيعت صلات ، اتيان نمايد . آيا از نظر عقل ، بين آن فرد مزاحم با ازاله و سائر افراد صلات كه مزاحمت با ازاله ندارند ، فرقى هست و آيا لازم است كه نفس آن فرد - بالخصوص - مأمور به باشد ؟ خير ، لزومى ندارد ، بلكه امرى متوجّه مكلّف شده و او در مقام امتثال ، فردى از صلات را اتيان مىكند كه هيچ نقصانى از نظر مناط و ملاك با سائر افراد ندارد - بدون اينكه مسألهء ترتّب و اختلاف رتبه ، مطرح باشد . خلاصه : آن فرد از صلات ، داراى ملاك هست و امر متعلّق به نماز هم چون واجب ، موسّع هست ، معنا ندارد كه از عهدهء مكلّف ، ساقط شود ، فقط دائرهء طبيعت ، مقدارى به اين نحو ، مضيّق شده كه : مثلا وقت صلات كسانى كه نمازشان با ازاله ، مزاحمت ندارد ، پنج ساعت هست ولى وقت موسّع صلات كسانى كه نمازشان با تطهير مسجد ، تزاحم دارد ، چهار ساعت هست . نتيجه : اتيان آن فرد از صلات به داعى امر متعلّق به طبيعت ، هيچ مانعى ندارد لذا در فرض مذكور مىتوان با نظر شيخ بهائى رحمه اللّه موافقت نمود و به ايشان گفت : شما كه مىگوئيد عبادت را بايد به داعى امر ، اتيان نمود ، ما در فرض مذكور ، داعى امر