فكما « 1 » أنّ قضيّة « 2 » المنافاة بين المتناقضين لا تقتضى تقدم ارتفاع أحدهما في ثبوت الآخر ، كذلك في المتضادّين [ 1 ] .
شرح
ملاحظه مىكنيم ، بيش از اين نيست كه آن دو وجود با يكديگر جمع نمىشوند ، هر وجودى با عدم ديگرى ، اجتماع پيدا مىكند امّا عدم ، مقدّميّتى براى وجود ، ندارد .
[ 1 ] - دليل دوّم : مصنّف رحمه اللّه ، متضادّين را به متناقضين ، تشبيه نموده و فرمودهاند :
تنافر و معاندت در متناقضين ، شديدتر از متضادّين هست به عبارت ديگر از نظر امتناع اجتماع ، رتبهء متناقضين ، بالاتر از متضادّين هست ولى آيا كسى در متناقضين ، تصوّر و تفوّه مقدّميّت نموده است ؟
مثلا وجود زيد و عدم زيد با يكديگر متناقض هستند ، وقتى بين وجود و عدم ، تناقض ، مطرح است ، لا بد بين وجود و عدم العدم ، ملائمت و ارتباط برقرار است ، اكنون سؤال ما ، اين است كه وقتى بين آن دو ، ارتباط و ملائمت مطرح شد ، بايد مقدّميّت هم باشد يعنى عدم العدم ، مقدّمهء وجود ضد هست يا اينكه مقدّميّتى مطرح نيست بلكه وجود زيد با عدم زيد ، امتناع اجتماع دارد بنابراين ، وجود زيد با عدم زيد ، سازگار نيست بلكه با عدم عدم زيد ، ملائمت دارد امّا امكان ندارد كه عدم عدم زيد ، نسبت به وجود زيد ، مقدّميّت داشته باشد .
در باب متناقضين با اينكه امتناع اجتماعشان قوىتر از امتناع اجتماع متضادّين هست ، كسى تفوّه به مقدّميّت ، ننموده آنوقت شما چگونه در بحث « ضدّين » مقدّميّت را مطرح كرديد ؟
هامش
( 1 ) - الف : غرضه : توضيح اتحاد رتبة عدم احد الضدين مع وجود الآخر ، و ليس هذا برهانا آخر ، بل هو مثبت لقوله : « لان المعاندة . . . الخ » . ر . ك : منتهى الدراية 2 / 429 .
ب : يمكن ان يكون توضيحا للبرهان السابق بالتنظير و هو واضح و يمكن ان يكون اشارة الى برهان آخر على عدم التمانع توضيحه . . . ر . ك : شرح كفاية الاصول ، مرحوم حاج شيخ عبد الحسين رشتى 1 / 177 .
( 2 ) - جمع بين كلمهء « قضية » و « لا تقضى » ، چندان جالب نيست اگر كلمهء « قضية » نباشد ، معناى عبارت ، واضحتر است .