تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
شرح
همچنين امر مذكور ، مولوى هست نه ارشادى زيرا وجهى براى حمل بر ارشاد وجود ندارد « 1 » بلكه آيهء شريفه در مقام ايجاب غسل و مسح ، مىباشد - . . .« فَاغْسِلُوا » وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ . . .- بنابراين ، امر متعلّق به وضو ، « امر مولوى غيرى » مىباشد . سؤال : چرا نسبت به وضو ، امر مولوى غيرى متوجّه شده و آيا وضو با سائر مقدمات تفاوتى دارد و مقدّميّت آن به نحو خاصّى هست ؟ خير ، ملاك آن امر غيرى ، عبارت از مقدّميّت وضو هست ، چون وضو براى نماز ، مقدّميّت دارد ، متعلّق امر ، واقع شده و امر غيرى به آن تعلّق گرفته بنابراين ، وقتى ملاك تعلّق امر غيرى ، نسبت به وضو ، مسألهء مقدّميّت وضو براى نماز شد ، مىگوئيم ملاك مذكور در تمام مقدّمات جريان دارد و نتيجه‌اش اين مىشود كه : از تعلّق امر غيرى - در شريعت - و لو نسبت به يك مقدّمه ، كشف مىكنيم كه تمام مقدّمات ، داراى امر غيرى مولوى هستند . مثال عرفى : « ادخل السّوق و اشتر اللحم » ، امر به دخول سوق ، مولوى هست نه ارشادى زيرا نيازى به ارشاد نيست و ظاهر امر ، اين است كه مولوى باشد نه ارشادى پس مولا در صدد ايجاب دخول سوق بوده . سؤال : دخول سوق ، نسبت به سائر مقدّمات ، چه خصوصيّتى دارد كه متعلّق امر واقع شده و آيا هنگامى كه عبد براى اشتراء لحم از خانه خارج مىشود فرضا نبايد لباس بپوشد و سائر مقدّمات را فراهم كند ؟ دخول سوق ، موضوعيّتى ندارد ، جز اينكه به خاطر مقدّميّت ، مأمور به واقع شده لذا مىگوئيم اگر دخول سوق به خاطر مقدّميّت ، مأمور به واقع شد ، تمام مقدّمات اشتراء لحم ، واجد آن ملاك و متعلّق امر غيرى هستند .
هامش
( 1 ) - ظاهر ، اين است كه امر ، مولوى باشد نه ارشادى .