شرح
در اين جهت باشد كه : « هل المقدّمة واجبة ام لا » ، بحث مذكور ، مانند بحث : « هل صلاة الجمعة واجبة ام لا » ، يك بحث فقهى هست و ارتباطى به مسائل اصوليّه ندارد لذا اوّل بحث مقدّمهء واجب هم بيان كرديم كه :
نزاع در باب مقدّمه ، اين است كه : آيا بين وجوب مقدّمه و وجوب ذى المقدّمه ، ملازمهء « عقليّه » هست يا نه ؟ بنابراين ، نفى و اثبات ، مربوط به ملازمهء عقليّه هست كه آيا عقل ، حكم به ملازمه مىكند يا نه ؟
سؤال : اگر شك كرديم كه آيا ملازمهاى مطرح است يا نه ، اصلى وجود دارد كه به آن ، رجوع كنيم يا نه ؟
به عبارت ديگر : آيا در صورت شك مىتوان اصل و استصحاب عدم ملازمه را جارى نمود يا نه ؟
جواب : خير ، زيرا استصحاب ، نياز به حالت سابقه دارد ، ملازمه و عدم ملازمه ، هركدامشان حقيقت و واقعيّت داشته باشد ، چنين نيست كه داراى حالت سابقهء عدمى يا وجودى باشد . اگر ملازمه ، واقعيّت دارد از ازل واقعيّت دارد و چنانچه عدم ملازمه ، حقيقت دارد از ازل حقيقت دارد زيرا « ملازمه » ، حكم عقل است و ارتباطى به شرع ندارد تا بتوان گفت قبل از اينكه دين اسلام و شريعت ، تأسيس شود لا بد آن حكم نبوده و حالت سابقهء عدميّه داشته پس . . .
ملازمه و عدم ملازمه از احكام عقلى هست و حكم عقلى ، حادث نيست .
از باب مثال اگر كسى ترديد كند كه آيا ظلم ، قبيح است يا نه ، مىتواند استصحاب عدم قبح ظلم را جارى كند ؟
خير ، زيرا آن استصحاب ، حالت سابقه ندارد و ظلم ، عقلا از ازل ، قبيح بوده منتها فرقى كه بين مسألهء ظلم و ملازمه ، وجود دارد ، اين است كه مىدانيم ظلم از ازل ، قبيح بوده امّا در محلّ بحث نمىدانيم كه آيا عقل ، حكم به ملازمهء از ازل تا ابد مىكند يا حكم به عدم