شرح
صحيح نيست زيرا نفعى براى مستأجر ندارد و نسبت به دهندهء پول ، يك عمل عقلائى محسوب نمىشود امّا مثلا اگر همان معامله و عقد اجاره را با فرزند خود منعقد كند كه فلان مبلغ بگيرد و روزانه نماز خود را بخواند و در نتيجه نسبت به اتيان صلات ، اعتياد پيدا كند ، صحيح و نفعى هم براى پدر ، متصوّر است زيرا او علاقه دارد فرزندش متديّن باشد ، خلاصه اينكه نبايد معامله ، سفهى باشد .
نحوهء حلّ اشكال در اخذ اجرت بر واجبات « 1 » : اين مسئله از مشكلات فقه است و دربارهء آن ، نظرات و راهحلهاى مختلفى بيان شده .
نظر مصنّف : ايشان مشكله را از طريق داعى بر داعى حل نمودهاند ، فرضا كسى كه اجير شده براى فلان ميّت ، يك سال نماز بخواند ، او به اين كيفيّت عمل مىنمايد كه : نماز را به قصد قربت مىخواند امّا صلات با قصد قربت را به تحريك و انگيزهء پول انجام مىدهد به عبارت ديگر ، اخذ اجرت در عرض قصد قربت نيست به نحوى كه او هنگامى كه نماز استيجارى مىخواند ، توجّهى به قصد قربت داشته باشد و نگاهى به آن وجه - پول - مأخوذه نمايد ، بلكه مسألهء اخذ اجرت و قصد قربت در طول يكديگر هستند يعنى نماز را با قصد قربت مىخواند و نماز با قصد قربت را به داعى اجرت انجام مىدهد و در نتيجه ، لطمهاى به آن عبادت ، وارد نمىشود .
اگر بنا باشد عملى كه به نحو مذكور اتيان مىشود ، باعث ضربهاى به عبادت شود ، نتيجهاش اين است كه عبادات ما باطل باشد « 2 » زيرا مردم ، عبادات را « خوفا من النّار و طمعا فى الجنّة » انجام مىدهند ، عبادات ما به خاطر همان مزايائى هست كه مربوط به خودمان مىباشد ، شما اين مسئله را چگونه با قصد قربت جمع و حل مىكنيد ؟
جمعش به اين است كه مكلّف ، نماز را به قصد قربت مىخواند امّا صلات با قصد قربت را براى طمع در بهشت و خوف از دوزخ ، اتيان مىكند .
هامش
( 1 ) - مانند اجير نمودن فردى براى اينكه فرضا يك سال نماز براى ميّتى بخواند .
( 2 ) - البته مصنف ، اشارهاى به آن ننمودهاند .