و اما الواجبات التّعبديّة ، فيمكن أن يقال بجواز أخذ الأجرة على إتيانها بداعي امتثالها ، لا على نفس الإتيان ، كي ينافي عباديّتها ، فيكون من قبيل الدّاعي إلى الدّاعي ، غاية الأمر يعتبر فيها - كغيرها - أن يكون فيها منفعة عائدة إلى المستأجر ، كي لا يكون المعاملة سفهيّة ، و أخذ الأجرة عليها أكلا بالباطل [ 1 ] .
شرح
چه مانعى براى اخذ اجرت در برابر آن ، وجود دارد ؟
مولاى حكيم به منظور عدم اختلال نظام جامعه ، مردم را بر انجام واجبات كفائيّة صناعيّه ، الزام نموده كه عدّهاى از آنها طبيب و بعضى نجّار و عدّهاى سائر صناعات را بياموزند و نياز جامعه را بر طرف كنند ، معناى واجب كفائى صناعى ، اين نيست كه طبيب نتواند در مقابل طبابت خود ، اخذ اجرت نمايد يا بنّا مجاز نباشد در برابر عمل خود ، مزد بگيرد بلكه اگر بگوئيم آنها مجبور هستند رايگان ، كار كنند گاهى موجب نقض غرض و اختلال نظام مىشود اگر بنا باشد طبيب و نجّار ، مجّانا كار كنند پس زندگى آنها از چه طريقى تأمين شود .
خلاصه : صرف وجوب يك شىء ، باعث نمىشود كه انسان نتواند در برابر انجام آن ، اجرت بگيرد بلكه بايد نحوهء وجوب و فرض آن را ملاحظه كرد ، اگر منظور مولا اين بوده كه فلان شىء مجّانا در خارج ، ايجاد شود در اين صورت نمىتوان در برابر آن پول گرفت امّا اگر او عنايتى به مجّانى بودن آن نداشته بلكه مقصودش اين بوده كه آن واجب در خارج ، عملى شود در اين صورت ، مانعى از اخذ اجرت در مقابل آن ، وجود ندارد .
[ 1 ] - ب : واجبات تعبّدى : قبل از بيان مسئله و حلّ اشكال به ذكر مقدمهء كوتاهى مىپردازيم كه : عقد اجاره بايد مانند سائر عقود و معاملات ، شرائطش كامل باشد مثلا يكى از شرائط اجاره اين است كه عمل مستأجر عليه ، نفع دنيوى يا اخروى براى مستأجر داشته باشد و چنانچه هيچگونه نفعى براى او نداشته باشد ، سفهى و اخذ اجرت براى آن ، اكل مال به باطل و مشمول آيهء شريفهء« وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ . . . »مىباشد .
فرضا اگر انسان ، فردى را اجير كند كه فلان مبلغ بگيرد و نماز ظهرش را بخواند ،