شرح
در محلّ بحث و مسألهء نذر هم ، همينطور است ، كسى كه نذر كرده يك واجبى را اتيان كند و فرضا مقدّمهء واجب هم واجب مىباشد در اين صورت ، عقل حكم مىكند كه موافقت با نذر حاصل شده ، يا اينكه موافقت حاصل نشده . اما موافقت و مخالفت با نذر ، حكم شرعى نيست كه بتواند ثمرهء مسألهء اصوليّه قرار گيرد و بديهى است كه مسألهء اصوليّه بايد در طريق استنباط حكم الهى واقع شود و . . .
اشكال اختصاصى : اگر از اشكال قبل هم صرفنظر كنيم ، ايراد ديگر ، اين است كه :
اساس ثمرهء مذكور را قبول نداريم زيرا كسى كه چنان نذرى كرده بايد ببينيم مقصود او از انجام « واجب » چه بوده است .
1 - ممكن است مقصود ناذر ، اتيان يك واجب نفسى « 1 » بوده در اين صورت اگر او مقدّمهء يك واجب را اتيان كند و شما هم مقدّمهء واجب را واجب بدانيد ، اتيان « مقدّمهء » واجب » نمىتواند اثرى براى موافقت نذر داشته باشد .
2 - امكان دارد مقصود ناذر از انجام « واجب » اتيان يك واجب - اعمّ از شرعى و عقلى - باشد مثلا گفته است : « للّه علىّ » كه يك امر لزومى را اتيان نمايم خواه الزام آن از ناحيهء شارع باشد يا از جانب عقل ، در فرض مذكور اگر او مقدّمهء يك واجب را انجام دهد ، موافقت نذر حاصل شده ، خواه مقدّمه ، واجب باشد « 2 » يا نباشد زيرا :
اگر مقدّمه ، واجب هم نباشد ، كسى كه ملازمه را انكار كرده . منكر لزوم عقلى مقدّمه نيست بلكه معتقد است كه عقل ، حكم مىكند با وجود امر « كن على السّطح » نصب سلّم ، وجوب عقلى دارد و تفاوت بين قول به ملازمه و عدم ملازمه در همين جهت است كه قائلين به ملازمه ، براى مقدّمه ، وجوب شرعى ، اثبات مىكنند امّا منكرين ملازمه ، لزوم
هامش
( 1 ) - كما اينكه اطلاق لفظ واجب - بدون قيد - انصراف به واجب نفسى دارد .
( 2 ) - يعنى وجوب شرعى داشته باشد يا فاقد وجوب شرعى باشد .