شرح
سؤال : آيا ثمرهء عمليّه بر كلام صاحب فصول - وجوب خصوص مقدّمهء موصله - مترتّب است يا نه ؟
بر نزاع مذكور ، ثمرهاى مترتّب كردهاند و در نتيجه ، مورد نقض و ابرام هم واقع شده كه :
مقدّمه : بديهى است كه ضدّين ، دو امر وجودى و درآنواحد ، غير قابل اجتماع هستند لكن اين مسئله ، محلّ كلام است كه : آيا بنا بر مضادّه و عدم امكان اجتماع ضدّين ، اگر بنا باشد يك ضد ، تحقّق پيدا كند ، يكى از مقدّمات آن ، ترك ضدّ ديگر هست يا نه ؟
مثلا سواد و بياض ، دو امر وجودى و متضاد مىباشند كه قابل اجتماع نيستند . حال اگر بنا باشد ، جسمى اتّصاف به سواد پيدا كند ، آيا يكى از مقدّماتش اين است كه ضدّ ديگرش ترك شود و وجود نداشته باشد كه در حقيقت ، ترك يكى از دو ضد ، « مقدّمهء » وجود ضدّ ديگر باشد ؟
مسئله ، محلّ كلام است و بعدا به نحو مشروح دربارهء آن بحث مىكنيم لكن بنا بر اينكه ترك احد الضّدّين ، مقدّمهء فعل ضدّ ديگر باشد ، بين نظر صاحب فصول و مشهور - مقدّمهء موصله و غير موصله - ثمرهاى مترتب مىشود كه :
مثلا فردى دو ساعت بعد از زوال شمس به منظور خواندن نماز ظهر ، وارد مسجد شد و مشاهده نمود كه آن مكان مقدّس ، متنجّس شده در فرض مذكور كه وقت اتيان نماز ظهر ، موسّع هست ، وظيفهء اوّلى مكلّف ، اين است كه ازالهء نجاست نمايد سپس نماز ظهر را بخواند . بديهى است كه تطهير مسجد ، واجب « اهم » و « فورى » مىباشد امّا اتيان صلات به لحاظ اينكه وقتش توسعه دارد ، واجب « مهم » محسوب مىشود « 1 » .
صلات و ازاله ، دو امر وجودى و متضاد هستند و امكان ندارد كه مكلّف درآنواحد
هامش
( 1 ) - صلات از اهمّ واجبات است ولى در فرض مذكور به لحاظ توسعهء وقتش واجب مهم ، محسوب مىشود .