شرح
« موصله » براى آن مقدّمه ترتيب داديد درحالىكه عنوان مذكور ، حقيقتا ارتباطى به مقدّمه ندارد بلكه مربوط به حسن اختيار مكلّف مىباشد .
البته همين نكته در مقدّمهء غير موصله هم موجود است كه : موصله نبودن ، ارتباطى به مقدّمه ندارد بلكه مربوط به مكلّف هست ، چون او خوفى از استحقاق عقوبت نداشته و روح اطاعت در او قوى نبوده ، ذى المقدّمه را اتيان نكرده و در نتيجه شما عنوان « غير موصله » را براى آن مقدّمه انتخاب كرديد درحالىكه نقصى در مقدّمه نبوده و هرچه هست ، مربوط به سوء اختيار مكلّف مىباشد .
نتيجه : عنوان موصليّت و عدم موصليّت ، ارتباطى به مقدّمه و مقدميّت ندارد بلكه نصب سلّم در هر دو صورت يكسان و مساوى هست .
با توجّه به نكتهء مذكور ، چگونه مولاى حكيم مىتواند چنان تفكيكى بين اقسام مقدّمه قائل شود و بگويد مقدّمهء غير موصله براى من مطلوبيّتى ندارد . آيا در نصب سلّم ، نقصى وجود دارد كه در يك صورت ، مطلوب غيرى مولا باشد و در صورت ديگر ، مطلوب او نباشد ؟
خلاصه : مولاى حكيم غير مجازف نمىتواند چنان تفكيكى قائل شود .
آرى مولا در مورد مقدّمهء غير موصله مىتواند چنين تصريحى به عبد نمايد كه : به هدف اصلى و مطلوب نفسى كه فرضا « كون على السّطح » بود ، نرسيدى لكن اين مطلب ، ارتباطى به بحث ما ندارد و صحبت ما دربارهء مطلوب و واجب نفسى نمىباشد بلكه بحث ما دربارهء مقدّمه و واجب غيرى هست .
تذكّر : از يك جهت مىتوان با صاحب فصول ، مماشات نمود كه براى بيان آن به ذكر مقدّمهاى مىپردازيم :
مقدّمه : در مباحث آينده خواهيم گفت كه واجب ، داراى اقسامى هست :