تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
إن قلت : كما يسقط الأمر بتلك الأمور ، كذلك يسقط بما ليس بالمأمور به فيما يحصل به الغرض منه ، كسقوطه في التّوصّليّات بفعل الغير ، أو المحرّمات [ 1 ] .
شرح
1 - گاهى علّت سقوط تكليف ، اتيان مأمور به و موافقت با آن هست . 2 - ممكن است علّت سقوط تكليف ، عصيان مكلّف ، نسبت به آن باشد مثلا اگر كسى از زوال شمس تا غروب آفتاب ، نماز ظهر را نخواند ، تكليف ادائى او نسبت به نماز ظهر ، ساقط مىشود البتّه بديهى هست كه وظيفهء او نسبت به قضاء نماز ، تكليف ديگرى مىباشد . 3 - گاهى علّت سقوط تكليف ، منتفى شدن موضوع آن مىباشد مثلا انسان ، مكلّف به تجهيز ، كفن و دفن ميّت مسلمان هست حال اگر قبل از تجهيز ، آن ميّت ، طعمه حريق و مبدّل به خاكستر شد و يا اينكه بر اثر سيل ، ناپديد گرديد و مأيوس از دسترسى به آن شديم ، در فرض مذكور چون موضوع تكليف ، منتفى شده ، تكليف انسان هم ساقط مىگردد . سؤال سوّم : علّت سقوط تكليف در محلّ بحث - اتيان مقدّمه و نصب سلّم - چيست ؟ جواب : مسلّما علّت سقوط تكليف به خاطر عصيان يا منتفى شدن موضوع تكليف نيست زيرا عبد ، با آن مقدّمه ، مخالفتى ننموده و همچنين موضوع آن تكليف ، منتفى نشده بلكه بايد گفت علّت سقوط تكليف ، موافقت با آن هست زيرا عبد ، آن را اتيان و سلّم را نصب نموده پس نتيجه مىگيريم كه : وجوب غيرى ، مربوط به نصب سلّم و ذات مقدّمه هست ، ترتّب و انجام ذى المقدّمه ، مدخليّتى در وجوب غيرى آن نداشته و اين مطلب ، همان دليل دوّم مصنّف در برابر صاحب فصول است كه فرموده مقدّمهء موصله واجب است . [ 1 ] - اشكال : راه‌هاى سقوط تكليف ، منحصر به سه طريق مذكور نيست بلكه راه چهارمى هم براى آن مطرح است كه : اگر در موردى ، هدف از تكليف ، تحقّق پيدا كرد امّا حصول غرض ، ارتباطى به فعل مكلّف نداشت ، آن تكليف ساقط مىشود .