شرح
1 - بنا بر آنچه كه از تقريرات شيخ اعظم ، استفاده مىشود ، ايشان فرمودهاند :
ذات مقدّمه ، واجب نيست بلكه مقدّمهاى كه همراه با « قصد توصّل » به ذى المقدمه باشد ، وجوب دارد « 1 » مثلا نصب سلّم به تنهائى واجب نيست بلكه نصب سلّم با قصد توصّل به ذى المقدّمه ، واجب است به نحوى كه اگر نصب سلّم بهعنوان مقدّميّت براى كون على السّطح ، واقع نشد ، وجوب مقدّمى ندارد . البتّه اگر بعدا مانعى هم پيش آيد و انسان نتواند ذى المقدّمه را اتيان كند ، اشكالى ندارد و همينكه مكلّف ، مقدّمه را به داعى توصّل به ذى المقدّمه ، انجام دهد ، كفايت مىنمايد .
2 - صاحب فصول رحمه اللّه فرمودهاند : مقدّمهاى واجب است كه داراى عنوان « ايصال » باشد يعنى خارجا برآن مقدّمه ، ذى المقدّمه ، مترتّب شود به نحوى كه اگر مقدمهاى اتيان شد ، نمىتوان گفت آن مقدّمه ، واجب است بلكه بايد تأمّل نمود كه آيا ذى المقدّمه در خارج ، واقع مىشود يا نه ؟ اگر ذى المقدمه ، تحقق پيدا كرد كشف از وجوب مقدّمه مىكند و چنانچه واقع نشد ، كاشف از عدم وجوب مقدّمه هست . فرضا اگر به دنبال تحصيل طهارت ، صلات را اتيان كرديد ، كشف مىكنيم كه آن وضو ، واجب بوده و چنانچه بعد از آن مقدّمه ، نماز اتيان نشد كشف مىنمائيم كه آن وضو ، واجب نبوده ، بنابراين در وقوع مقدمه « على صفة الوجوب » ، قيدى مطرح است كه مربوط به قصد نمىباشد بلكه آن قيد ، عبارت از ترتّب ذى المقدّمه بر مقدّمه هست . خلاصه اينكه به نظر ايشان « مقدّمهء موصله » واجب است .
3 - مشهور از علما ، معتقدند كه : « ذات مقدّمه » بدون قيد و شرط ، واجب است مثلا
هامش
( 1 ) - بنا بر عقيدهء شيخ اعظم ، قصد توصل - ارادهء انجام ذى المقدمه - قيد « واجب » هست يعنى بايد مكلف ، قصد توصل را ايجاد كند پس به نظر ايشان دو چيز واجب است : الف : ايجاد نصب سلم . ب : قصد توصل ، نسبت ذى المقدمه .