شرح
امّا وجوب وضو ، مشروط به زوال نمىباشد و همچنين اگر ذى المقدّمه ، واجب مطلق بود ، مقدّمهاش هم واجب مطلق است مثلا اگر « كون على السّطح » به نحو واجب مطلق ، وجوب پيدا كرد ، مقدّمهاش هم كه نصب سلّم باشد ، واجب مطلق است .
خلاصه : همانطور كه مقدّمه در اصل وجوب ، تابع ذى المقدّمه هست در وصف اطلاق و اشتراط هم تبعيّت دارد .
سؤال : آيا در مسألهء مذكور ، مخالفى هم وجود دارد ؟
جواب : ظاهر عبارت صاحب معالم رحمه اللّه مخالف آن مطلب است .
بيان ذلك : ايشان در كتاب معالم « 1 » در بحث « ضد « 2 » » به مناسبت اينكه يكى از پايههاى آن بحث ، مسألهء مقدّميّت هست - ترك ضد ، مقدّمهء وجود ضد ديگر است - ضمن جوابهائى كه در برابر مخالفين ، بيان كرده ، عبارتى آوردهاند كه :
اينكه مىگوئيد مقدّمهء واجب ، وجوب دارد مورد قبول ما نيست مسألهء مذكور محلّ اختلاف هست و ما هم فعلا بحثى با صاحب معالم نداريم امّا عمدهء اختلاف ما با ايشان ، اين است كه :
صاحب معالم فرمودهاند : برفرض كه مقدّمه ، واجب باشد خيال نكنيد وجوب آن « مطلق » است بلكه هميشه وجوب مقدّمه ، مشروط هست و شرطش ارادهء انجام ذى المقدّمه مىباشد ، اگر آن اراده در شما تحقّق پيدا كرد ، مقدّمه ، واجب مىشود و اگر آن اراده ، موجود نشد ، مقدّمه هم واجب نمىشود « 3 » .
مثال : اگر شما « كون على السّطح » را اراده كنيد ، نصب سلّم ، واجب مىشود و اگر ارادهء
هامش
( 1 ) - ر . ك : معالم الدين / 74 .
( 2 ) - كه آيا امر به شىء ، مقتضى نهى از ضد هست يا نه ؟
( 3 ) - بنا بر ظاهر عبارت صاحب معالم ، ارادهء ذى المقدمه شرط وجوب مقدمه و قيد حكم هست .