شرح
اراده واقعى مولا چيست ؟
بايد بگوئيد كه منشأ آن ، مبادى خارجيّه است مثلا مولائى كه اكرام زيد را واجب نموده ، ابتداء آن را تصوّر و فوائدش را كسر و انكسار و ملاحظه نموده كه اكرام او محبوب است پس ارادهء حقيقيّه ، ناشى از اسباب خاصّه هست .
امّا در باب هيئت : آنچه را كه هيئت برآن ، دلالت مىكند ، عبارت از طلب انشائى هست و ارتباطى به طلب حقيقى ندارد و اصلا آيا ارادهء حقيقى ، قابليّت انشا دارد ؟
خير ، بديهى است كه طلب انشائى ، قابليّت انشا دارد و ارادهء واقعى به تبع مبادى خود ، يعنى تصوّر ، تصديق به فائده و عزم و جزم ، قهرا تحقّق پيدا مىكند .
امّا اگر گفتيم مفاد هيئت ، عبارت از طلب حقيقى هست ، معنايش اين است كه انشاء مولا مربوط به آن طلب حقيقى مىباشد درحالىكه طلب حقيقى ، قابل انشا نيست بلكه اگر مقدّماتش موجود شد ، قهرا تحقّق پيدا مىكند و چنانچه مبادى آن حاصل نشود ، اصلا وجود پيدا نمىكند لذا مىگوئيم مفهومى ندارد كه انشا به طلب حقيقى تعلّق گيرد بلكه انشا به مفهوم طلب ، متعلّق است ، وجود انشائى ، وجود مفهوم طلب هست و هيئت افعل هم براى همان معنا وضع شده لذا مىگوئيم « وضعت هيئة افعل لا نشاء الطّلب » پس موضوع له هيئت ، عبارت از ايجاد مفهوم طلب است .
سؤال : چرا انسان ، مفهوم طلب را ايجاد مىكند به عبارت ديگر ، چرا به مفهوم طلب ، وجود انشائى مىدهد ؟
جواب : معمولا اراده و طلب حقيقى ، محرّك و علّت انشاء مفهوم طلب هست امّا طلب حقيقى ، معناى امر نمىباشد .
قوله : « و لعل منشأ الخلط و الاشتباه تعارف التعبير عن مفاد الصّيغة بالطّلب المطلق فتوهم منه . . . »