شرح
هست ، مصداق حقيقى طلب و به تعبير ديگر مصداق خارجى طلب مىباشد و خارجيّت هر شىء ، متناسب با خود آن شىء هست و بديهى است كه لزومى ندارد انسان ، تمام واقعيّات را بالعين مشاهده كند .
2 - مصداق ذهنى طلب : همان « تصوّر الارادة » مىباشد فرضا شما كه اكنون مشغول نظر به اين مطالب هستيد ، هنگامى كه كلمهء طلب را مشاهده مىكنيد - يا مىشنويد - آن را در ذهن خود ، تصوّر مىنمائيد بنابراين مصداق ذهنى طلب ، همان تصوّراتى است كه من و شما راجع به مفهوم طلب داريم .
3 - مصداق انشائى طلب : اين است كه انسان مفهومى را در نظر مىگيرد و اراده مىكند آن مفهوم به وسيلهء لفظى ، تحقّق پيدا كند و غالبا در باب عقود و ايقاعات متصوّر است .
مثال : در مورد نكاح ، انسان به وسيلهء « انكحت » و « قبلت » ، علقهء زوجيّت را كه يك امر اعتبارى هست ، ايجاد مىكند ، در محلّ بحث هم مولا اراده مىكند به وسيله هيئت افعل ، مفهوم طلب ، انشا شود .
كأنّ مصنّف در پاسخ شيخ اعظم ، چنين مىفرمايند : شما كه معتقد هستيد هيئت براى قسم اوّل ، يعنى طلب حقيقى و افراد واقعى طلب - . . . فرد الطّلب الحقيقى و الّذى يكون بالحمل الشّائع « 1 » طلبا . . . - وضع شده ، اگر اين مطلب ، صحيح باشد ، بفرمائيد كه منشأ
هامش
( 1 ) - مفهوم طلب درعينحال كه داراى سه مصداق - حقيقى ، ذهنى و انشائى - هست امّا حمل شايع تنها در مصاديق حقيقيه هست . لازم به تذكّر است كه اين مطلب ، طبق مبناى صدر المتألهين رحمه اللّه مىباشد كه فرمودهاند : حمل شايع ، نسبت به تمام مصاديق ، صحيح نيست بلكه تنها در مصاديق واقعيه ، صحيح مىباشد . اگر شما بگوئيد « زيد انسان » حمل مذكور ، حمل شايع هست امّا اگر « انسان » را در ذهن خود ، تصوّر نموده و بگوئيد : « الانسان المتصور انسان » درعينحال كه انسان متصوّر ، مصداق ذهنى انسان هست اما حمل مذكور ، حمل شايع صناعى نيست و آن حمل تنها در مصاديق حقيقيه هست .
در محل بحث هم مصاديق حقيقيّه مفهوم طلب ، عبارت از طلبهاى حقيقى است كه قائم به نفس مولا مىباشد و حمل شايع تنها در همان مصاديق ثابت است امّا نسبت به وجودات ذهنيه يا انشائيه طلب ، عنوان حمل شايع معروف ، تحقّق ندارد .