شرح
« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *شما به لحاظ اينكه هيئت امر ، داراى مادّهاى به نام صلات هست ، وصفى براى آن ، ترتيب داده ، مىگوئيد « الصّلاة مطلوبة للمولى » و بديهى است كه عنوان مطلوبيّت ، بعد از تعلّق امر ، نسبت به صلات ، تصوّر و حاصل مىگردد بنابراين ، تعلّق امر نسبت به صلات ، موجب تحقّق وصفى بنام « مطلوبيّت » شده .
سؤال : معناى مطلوبيّت چيست و از كجا ناشى شده ؟
جواب : بديهى است كه مطلوبيّت نماز به خاطر تعلّق مفهوم طلب ، نسبت به آن نيست زيرا مفهوم طلب ، موجب تحقق عنوان مطلوبيّت نمىشود بلكه : چون حب ، طلب و ارادهء « 1 » حقيقى مولا به صلات تعلّق گرفته ، شما عنوان مطلوبيّت را به آن مىدهيد .
اكنون از مطالب گذشته نتيجه مىگيريم كه : آن طلب حقيقى كه قائم به نفس مولا هست ، يك فرد و يك مصداق از مفهوم طلب مىباشد بنابراين ، مفاد صيغهء امر و هيئت افعل ، همان فرد و جزئى طلب است - به مجرّدى كه مولا امرى صادر مىكند شما مىگوئيد مأمور به و اكرام زيد ، محبوب مولا هست - و آن طلب ، كلّيّت ندارد لذا از اين مطلب ، كشف مىكنيم كه مفاد هيئت امر ، جزئى و يك فرد از طلب هست ، كلّى نمىباشد تا اينكه اطلاق داشته باشد و قابل تضييق و تقييد باشد پس در صورت شك در نفسيّت و غيريّت نمىتوان به اطلاق هيئت ، تمسّك نمود . « الهيئة لا تدلّ على الكلّى حتّى يكون مطلقا و حتّى يكون قابلا للتّقييد . »
هامش
( 1 ) - بنا بر اينكه « طلب » و « اراده » يك شىء و متحد باشند .