شرح
را استكشاف مىنمائيم .
توضيح ذلك : همانطور كه « وضع » حروف ، عام و « موضوع له » آنها خاص است « 1 » در باب هيئت هم وضع ، عام و موضوع له خاص هست يعنى :
واضع ، هيئت امر را براى مفهوم طلب - كلّى طلب - وضع ننموده بلكه كلّى طلب را در نظر گرفته امّا هيئت امر را براى جزئيات ، مصاديق و افراد طلب وضع كرده و جزئى ، اطلاق ندارد تا اينكه قابل تقييد باشد ، اطلاق و تقييد از شئون كلّيّات است ، جزئى كه عبارت از يك مصداق خارجى و ذهنى است قابل تضييق و توسعه نيست .
بديهى است كه در مثال « اعتق رقبة » مىتوانيد رقبه را مقيّد به ايمان نمائيد امّا در مثال « اكرم زيدا » نمىتوان زيدى را كه يك مصداق خارجى هست مقيّد نمود .
خلاصه : چگونه مىتوان از اطلاق هيئت ، نفسيّت را استكشاف نمود ؟
مرحوم شيخ ، استدراكى نمودهاند كه عمدهء تكيه كلامشان هم همين است كه :
اگر موضوع له هيئت را مفهوم طلب بدانيم در اين صورت هيئت ، قابليّت تقييد دارد ، مسألهء اطلاق هيئت و استكشاف نفسيّت هيئت از طريق اطلاق هيئت ، مطرح مىشود امّا اين مطلب با واقعيّت ، فاصله فراوانى دارد « . . . لكنّه بمراحل من الواقع . »
سؤال : چرا نمىتوان گفت هيئت امر براى مفهوم طلب وضع شده ؟
جواب : پاسخ سؤال را همراه با مثالى بيان مىكنيم كه : مولا فرموده است
هامش
( 1 ) - براى توضيح بيشتر : ر . ك : ايضاح الكفاية 2 / 53 .