تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
شرح
وجوب دارند . توضيح ذلك : يك وجه يا يك قول در ما نحن فيه اين بود كه جمل و صيغ مذكور ، دلالت بر وجوب نمىكنند زيرا جملهء « يغتسل » و امثال آن ، داراى يك معناى حقيقى مىباشند - اخبار به ثبوت نسبت به و حكايت از وقوع نسبت - و آن عبارت از : اخبار از غسل كردن است و مسلما امام عليه السّلام در صدد اخبار نبوده‌اند پس حمل بر معناى حقيقى ، متعذّر است و معناى مجازى « يغتسل » اين است كه : غسل ، داراى محبوبيّت هست ولى براى ما مشخّص نيست كه آن مطلوبيّت به نحو « وجوب » است يا به نحو « استحباب » لذا چون معناى مجازى ، متعدّد است و قرينه‌اى بر تعيين نداريم و ترجيحى هم مطرح نيست ، مىگوئيم : جملهء مذكور ، دلالت بر مطلوبيّت غسل دارد نه « وجوب » غسل . كأنّ مصنّف رحمه اللّه فرموده‌اند : از شما مىپذيريم كه جملهء « يغتسل » - و نظاير آن - در معناى حقيقى استعمال نشده بلكه در معناى مجازى به كار رفته و معانى مجازى هم متعدّد هست - وجوب ، يك معناى مجازى و استحباب هم معناى مجازى ديگر است - امّا اينكه گفتيد « وجوب » داراى امتياز نيست ، مورد قبول ما نمىباشد بلكه براى « وجوب » امتياز ارائه مىدهيم كه : جمل مذكور در مقام بيان صادر شده نه در مقام اجمال و اهمال و حقيقتا مولا در مقام تفهيم غرض خود به مكلّف است و مقدّمات حكمت ، اقتضا مىكند كه حتما مراد مكلّف « وجوب » است زيرا قرينه‌اى بر استحباب ، اقامه ننموده و مكلّف نمىتواند مردّد بماند . به عبارت ديگر : وجدانا و انصافا آن معناى مجازى كه با معناى حقيقى مناسبت دارد آيا وجوب است يا استحباب ؟ معناى حقيقى ، اين است كه جملهء مذكور ، حكايت از واقعيّت مىكند و شما گفتيد آن معنا ، مراد نيست و مانعى هم بر اين مطلب نمىبينيم امّا آن مطلوبيّت غسل كه با معناى حقيقى تناسب دارد آيا مطلوبيّت غسل به نحو وجوب است يا مطلوبيّت به نحو استحباب ؟
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 29 | الشيخ فاضل اللنكراني