تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
لكنّه لا يخفى أنّ الدّاعي لو كان هو محبوبيّته كذلك - أي بماله من الفائدة المترتّبة عليه - كان الواجب في الحقيقة واجبا غيريّا ، فإنّه لو لم يكن وجود هذه الفائدة لازما ، لما دعي إلى ايجاب ذي الفائدة [ 1 ] .
شرح
فرضا اگر سؤال كنيم علّت ايجاب غسل ، مسح و وضو چيست ، جوابش اين است كه : اگر وضو ، تحصيل نشود ، آن واجب ديگر كه عبارت از نماز هست ، امكانى براى تحقّق و رسيدن به آن ، وجود ندارد پس هدف از ايجاب وضو و تحصيل طهارت ، اين است كه شما بتوانيد نماز را در خارج ، اتيان نمائيد . خلاصه اينكه چون هدف از ايجاب وضو ، امكان رسيدن و اتيان واجب ديگرى به نام صلات هست ما از وجوب وضو به « وجوب غيرى » تعبير نموده و مىگوئيم وضو ، بنفسه و براى خودش واجب نشده بلكه براى واجب ديگرى به نام نماز ، وجوب پيدا كرده . خلاصه : واجب غيرى ، آن است كه غايتش توصّل به واجب ديگر است . امّا اگر سؤال كنيم كه چرا نماز ، واجب شده ، پاسخش اين است كه : نماز را براى خودش - بنفسه - واجب كرده‌اند نه به خاطر اينكه شما به وسيلهء نماز قدرت بر اتيان واجب ديگرى پيدا كنيد و هدف و غايت من از ايجاب نماز ، نفس صلات است لذا از وجوب نماز به وجوب نفسى تعبير مىكنيم بنابراين : « الواجب الغيرى ما وجب لاجل التّوصل الى الغير و الواجب النّفسيّ ما وجب لنفسه . » تذكّر : در واجب نفسى ، ممكن است داعى و انگيزهء مولا اين باشد كه : « واجب » ، بنفسه محبوب و غايت الغايات هست مانند معرفت اللّه كه ما فوق آن ، غايتى تصوّر نمىشود و نمىتوان گفت : معرفت اللّه براى آثارش واجب شده ؛ ممكن است مولا شىء را به خاطر آثارش واجب كرده باشد مانند اكثر واجبات تعبّدى و توصلى . [ 1 ] - اشكال : در واجبات نفسيّه‌اى كه به خاطر آثار و فوائدشان وجوب ، پيدا كرده‌اند « 1 » - مانند نماز و امثال آن - اشكال شده كه : طبق تعريف مذكور از واجب غيرى ،
هامش
( 1 ) - نه واجبى كه بنفسه محبوب و غايت الغايات هست مانند معرفت اللّه .