فإن قلت : نعم و إن كان وجودها محبوبا لزوما ، إلا أنّه حيث كانت من الخواصّ المترتّبة على الأفعال التي ليست داخلة تحت قدرة المكلف ، لما كاد يتعلّق بها الإيجاب [ 1 ] .
قلت : بل هي داخلة تحت القدرة ، لدخول أسبابها تحتها ، و القدرة على السبب قدرة على المسبّب ، و هو واضح ، و إلا لما صحّ وقوع مثل التّطهير و التّمليك و التّزويج و الطّلاق و العتاق إلى غير ذلك من المسبّبات ، موردا لحكم من الأحكام التّكليفيّة [ 2 ] .
شرح
بايد نماز - و امثال آن واجب - هم واجب غيرى باشد زيرا مولا نماز را براى آثارش كه عبارت از معراجيّت مؤمن ، قربان كلّ تقى و نهى از فحشا و منكر هست ، واجب كرده .
سؤال : آيا تحصيل آثار مذكور ، لازم است يا مستحب ؟
اگر تحصيلش لازم نيست پس چرا مولا نماز را براى رسيدن به آن آثار ، واجب كرده به عبارت ديگر : اگر آثار مذكور ، واجب التحصيل نباشد ، داعى به ايجاب نماز هم نمىشود پس ناچار هستيد ، بگوئيد : آن آثار ، لزوم تحصيل دارد ، در اين صورت است كه مستشكل مىگويد : پس نماز هم نسبت به آن آثار ، مانند وضو ، نسبت به طهارت است و وجوب غيرى دارد نه وجوب نفسى .
[ 1 ] - دفع اشكال : آن آثار و خواص ، محبوبيّت لزومى دارد امّا درعينحال ( بين نماز و آثارش ) و ( بين وضو و نماز ) تفاوت هست ، وضو ، واجب غيرى هست و ذىالمقدّمهاش - نماز - هم تحت قدرت مكلّف هست و هر دو از افعال مكلّف مىباشد امّا نماز ، نسبت به آثارش - نفس نماز - مقدور مكلّف هست ولى آثارش كه عبارت از معراجيّت و نهى از فحشا و امثال آن باشد ، فعل مكلّف و تحت قدرت او نيست و نمىشود حكم و تكليف لزومى به آن تعلّق گيرد .
[ 2 ] - اينكه مىگوئيد آن آثار ، مقدور مكلّف نيست آيا اصلا و مطلقا مقدور نيست يعنى حتّى با واسطهء نماز هم مقدور مكلّف نيست يا اينكه به وسيله نماز ، مقدور مكلّف است ؟
قطعا با واسطهء نماز ، آثار مذكور ، متعلّق قدرت ، قرار مىگيرد و در نتيجه ، واجب اصلى