شرح
اتيان يك مصداق از آن طبيعت بر مكلّف ، لازم است و اتيان تمام مصاديق اكرام ، لزومى ندارد مانند اطلاق موجود در جملهء « اعتق رقبة » كه توضيح داديم .
خلاصه : اگر مولائى بگويد : « اكرم زيدا » و قيدى براى آن ذكر نكند دو اطلاق در آن موجود است : يك اطلاق شمولى در جانب هيئت و يك اطلاق بدلى در ناحيهء مادّه .
سؤال : اگر مولا بگويد : « اكرم زيدا إن جاءك » در اين صورت آيا او در صدد تقييد اطلاق شمولى هيئت مىباشد يا اينكه منظورش تقييد اطلاق بدلى مادّه هست .
جواب : در فرض مذكور ، ترجيح با اين است كه اطلاق شمولى هيئت باقى باشد و قيد مزبور را به مادّه ، ارجاع دهيم زيرا :
اطلاق شمولى هيئت ، قوىتر از اطلاق بدلى مادّه هست لذا اگر قيدى در كلام ، ذكر شود ، مىگوئيم آن قيد ، اطلاق مادّه را مقيّد مىنمايد بنابراين در مثال مورد بحث ، اطلاق بدلى مادّه ، مقيّد به مجىء زيد مىشود . بنا بر آنچه گفتيم : به نظر شيخ اعظم در دوران امر ، بين تقييد هيئت و تقييد مادّه كه امر ، دائر بين اين است كه اطلاق شمولى ، مقيّد شود يا اطلاق بدلى ، مىگوئيم : ترجيح با اطلاق بدلى است و بايد آن را مقيّد نمود و اطلاق شمولى به قوّت خود ، باقى مىماند پس قيد را بايد به مادّه ، ارجاع داد .
سؤال : مرحوم شيخ از كسانى بودند كه فرمودند : ممتنع است قيد ، مربوط به هيئت باشد پس چرا در بحث مذكور ، مسئله دوران امر بين تقييد « هيئت » و تقييد مادّه را مطرح كرده و فرمودهاند قيد را به مادّه ارجاع مىدهيم ؟
جواب : بايد بگوئيم مسألهء استحاله رجوع قيد به هيئت ، فعلا مطرح نيست و ايشان طبق مسلك مشهور كه قيد هم مىتواند مربوط به هيئت باشد و هم امكان دارد ارتباط با مادّه داشته باشد ، بحث مذكور را عنوان كردهاند .
تذكّر : بهتر است كه فعلا ترتيب متن كتاب را رعايت ننمائيم و پاسخ مرحوم آقاى